الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
653
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
و فرموده است كه : « ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ * أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ * إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ * أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ * سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ * أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ » « 1 » ، يعنى : « چيست شما را و شما را چه مىشود و چگونه حكم مىكنيد ؟ آيا شما راست كتاب و نوشتهاى كه از آسمان آمده باشد كه در آن اين را بخوانيد كه : به درستى كه شما راست در آن ، هر آينه آنچه را كه اختيار كنيد و برگزينيد و تمنّا نماييد ( يعنى كتابى كه اين مضمون در آن نوشته باشد ) . يا شما را است عمود و مواثيق مؤكّده به سوگندها بر ما ، كه خداوند شماييم كه رسنده باشد به نهايت تأكيد تا روز قيامت كه : به درستى كه شما راست آنچه حكم كنيد . بپرس ايشان را كه كدام يك از ايشان به اين حكم كفيل و ضامن است ( كه در آخرت از عهدهء آن بيرون آيد كه قيام نمايد بر امضاى آن ، و احتجاج بر صحّت آن ، چون كسى كه از جانب جماعتى سخن گويد و متكفّل امور ايشان باشد ) ، يا ايشان را است شريكانى چند . پس بايد كه بياورند شريكان خويش را ( تا با ايشان موافقت نمايند ، يا تصديق ايشان كنند ) ، اگر هستند راستگويان » ( و مراد حقّ تعالى نفى هر چيزى است كه به آن تمسّك توان جست از دليل عقلى و نقلى ، تا بر ايشان ظاهر شود كه در دعوى خويش ، غير از تقليد كه از توهّم و تخيّل نفسانى و تسويل شيطانى برخواسته ، چيزى ندارند ) . و حضرت فرمود كه : « خداى تعالى فرموده است : « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها » « 2 » ، يعنى : « آيا پس تفكّر نمىكنند در قرآن ( و مواعظ و زواجر آن را به سمع قبول اصغا « 3 » نمىنمايند ، و به ديدهء اعتبار نمىنگرند ؟ تا به راه راست ، شناختى پيدا كرده ، از باديهء گمراهى رهايى يابند ) ، بلكه بر دلهاى پارهاى از ايشان ، قفلهاى آنهاست » ( كه با قفلهاى متعارف مناسبتى ندارد ؛ چه قفلهاى متعارف ، به كليدى كه دارند ، گشوده مىشوند ، و قفل دلهاى ايشان به هيچ چيز گشوده نشود و آن عبارت از ختم و طبعى كه مانع است از دخول حقّ در آنهاست ) . « فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ » « 4 » ؛ « يا بلكه مهر زده است خدا بر دلهاى ايشان ( يعنى نشانى در آنها پديد آورده است تا فرشتگان به آن نشان ، علم به كفر و نفاق ايشان پيدا كنند و بر ايشان لعنت كنند . و يا آنكه چون با وجود ظهور آيات داله بر حقيّت حق ، قبول حق نمىكنند ، به جهت فرط عناد و جحود ، پس گويا خداى تعالى بر دلهاى ايشان مهر زده )
--> ( 1 ) . قلم ، 36 تا 42 . ( 2 ) . محمّد ، 24 . ( 3 ) . گوش فرا دادن . ( 4 ) . منافقون ، 3 .