الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
649
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
نكند ( چه از همه كس اعلم باشد و در زمان حياتش ، بدلى از او يافت نشود كه استحقاق امامت و خلافت داشته باشد ) . با وجود او ، او را مانندى در شرف ذاتى و نسبى و نظيرى در فضل و كمال نباشد ، و مخصوص باشد به همهء فضيلتها ، بىآنكه آن را طلب نموده باشد ( به اينكه به درس خواندن و شنيدن از علما و امثال آن حاصل نموده باشد ) . و بدون آنكه به اجتهاد و استنباط آن را كسب نموده باشد ، بلكه آن اختصاصى است از جانب خداوند صاحب تفضّل بسيار بخشاينده كه او را به آن مخصوص ساخته و برگزيده . پس ، كه مىتواند به معرفت امام برسد ؟ يا اختيار امام او را ممكن و ميّسر باشد ؟ اين معرفت و اختيار بسيار دور است ، و عقلهاى بسيار متين و خالص ، همه گمراه و سرگردان و حيران شدهاند از وصف كردن حالى از احوال امام ، يا فضيلتى از فضايل او ، و همچنين همهء چشمها از آن خيرگى كردهاند ، و بزرگان كوچك شدهاند ، و حكيمان متحيّر گرديدهاند ، و حليمان باز ماندهاند و سخنوران اظهار عجز نمودهاند ، و عاقلان جاهل گشتهاند ، و شاعران كلال به هم رسانيدهاند ، و هنرمندان كه به قوانين عقل و نقل عارفاند درماندهاند ، و صاحبان بلاغت به تنگ آمدهاند ، و همگى اقرار به عجز و تقصير خويش از وصف كردن حالى از احوال ، يا فضيلتى از فضايل امام نمودهاند . و چگونه به همهء فضائل خويش به وصف در آيد ، يا به كُنه و پايانش منعوت گردد ، يا چيزى از امر وى مفهوم شود ، يا كسى يافت شود كه به جاى او بايستد ، و فائدهاى كه چون فائدهء او باشد به مردم برساند ، كه ايشان را كفايت كند و در امرى از امور معطّل نباشند ؟ چنين نيست . و چگونه و از كجا به اين طريق موصوف و منعوت و مفهوم و مبدّل مىتواند شد ؟ و حال آنكه امام ، در علوّ قدر و منزلت در مكان ستارهء آسمان است نسبت به دست آنها كه مىخواهند او را فرا گيرند ، و نسبت به وصف كسانى كه اراده دارند كه او را وصف نمايند و چنانچه دست كسى به آن نمىرسد ، به امام نيز نخواهد رسيد . پس اختيار مردم به امامت ، چه نسبت دارد ؟ و عقول را در باب آن ، چه دخل و تصرّف باشد ؟ و در كجا مثل امام يافت مىتواند شد ؟ آيا گمان مىكنند كه امام و امامت در غير اولاد رسول خدا ( محمد صلى الله عليه و آله ) يافت مىشود ؟ به خدا سوگند كه نفسهاى ايشان ، ايشان را تكذيب مىكند ؛ چه خود مىدانند كه آنكه را كه امام كردهاند از غير اولاد رسول صلى الله عليه و آله ، امام نيست و سخنانى كه هيچ اصل نداشت ايشان را از برگشتِ به حق ، سُست گردانيد ، يا ايشان را در آرزوهاى فاسد افكند . پس به جاى بلند