الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

645

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

هر آينه به حقيقت درنگ نموديد در كتاب خدا ( كه قبر است ) ، روز بر انگيختن » ( كه روز قيامت است ، يا درنگ كرديد در دنيا در لوح محفوظ ، يا در قرآن ، يا در علم خدا ، يا قضاى او كه در اينها مكث شما در دنيا ثبت شده است . و على بن ابراهيم در تفسير خود در اين آيه به تقديم و تأخيرى قايل شده است . و بنابر آن ، ترجمه اين مىشود كه : مىگويند كسانى كه داده شدند علم و ايمان را در كتاب خدا كه درنگ نموديد تا روز بعث ) . پس امامت در ميان فرزندان على عليه السلام و مخصوص ايشان است تا روز قيامت ؛ زيرا كه بعد از محمد صلى الله عليه و آله ، هيچ پيغمبرى نمىباشد . پس اين گروه جاهلان از كجا اختيار امامت مىكنند ؟ ( يا به چه دليل از براى امامت برگزيده مىشوند ؟ . يعنى البته ايشان را ميسّر نشود ؛ زيرا كه ) امامت مرتبهء پيغمبران و ميراث اوصياى ايشان است . به درستى كه امامت ، خلافت و جانشينى خدا و جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله و مقام امير المؤمنين و ميراث امام حسن و امام حسين عليهم السلام است . و به درستى كه امامت ، مهار و افسار دين است ؛ چه ضبط و حفظ آن به امامت مىشود و نظام مسلمانان است . « 1 » و امامت صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است ( چه اگر امام نباشد ، هرج و مرج و قتل و غارت دنيا را تباه مىكند . و خدا بىخبران مؤمنان را كه از خدا مىترسند ، ذليل مىگرداند ) . و به درستى كه امامت ، اصل و بنيان اسلامى است كه مىبالد و شاخهء آن است كه بلند مىشود . و به امام ، نماز و زكات روزه و حجّ و جهاد تمام مىشود ، و غنيمت و صدقات ، بر وفق قانون شرع تقسيم مىشود ( كه حيف و ميلى در آن نباشد ) ، و اجراى حدود خدا و احكام او به عمل مىآيد ، و سدّ ثغور و اطراف مىشود كه رخنه‌ها بسته گردد ( تا دشمنان دين در ولايت اسلام دست‌بُردى نكنند ) . و امام حلال خدا را حلال ، و حرام خدا را حرام مىگرداند ، و حدود خدا را بر پاى مىدارد ، و از دين خدا دفع مىكند آنچه را كه موجب تضييع آن باشد ( يا لايق آن نباشد ) . و مردم را مىخواند به راه پروردگار خويش ( كه دين حق ، اسلام است ) به دليلى كه حقّ را ثابت كند ، و شبهه‌ها را زايل گرداند ، و به پند نيكو و سخنان نافع و حجّت كامل ( كه در آن كوتاهى نباشد ) . و امام ، چون آفتابى است براينده كه جهان را به نور خود پوشانيده ( يا روشن ساخته ) ، و

--> ( 1 ) . و نِظام به كسر نون ، رشته‌اى است كه مُهره در آن كشند و صلاح كار و راستى آن و آن كه كار به او منتظم و راست‌شود . ( مترجم )