الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
641
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
بيان فرمود ، پس فرمود : « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ » « 1 » ، يعنى : « فرو نگذاشتيم در اين كتاب ( كه قرآن است ) هيچ چيز را » . و در حجة الوداع - / و آن ، آخر عمر آن حضرت صلى الله عليه و آله بود كه بعد از آن ، از دنيا رحلت فرمود - / اين آيه فرو فرستاده شد كه : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » « 2 » ، يعنى : « امروز كامل گردانيدم از براى شما ، دين شما را و تمام كردم بر شما ، نعمت خويش را و پسنديدم از براى شما ، اسلام و مسلمانى را » ( دينى پاكيزه از همهء دينها كه نزد من ، همين دين باشد تا قيام قيامت ، نه دين ديگر ) ، و امر امامت ، از تمامى دين است . و آن حضرت صلى الله عليه و آله از دنيا نرفت تا بيان فرمود از براى امّت خويش معالم و نشانهاى دين ايشان را و راه ايشان را براى ايشان روشن ساخت ، و ايشان را بر راه ميانه ( كه به سبيل حقّ و راه درست است ) ، واگذاشت و على عليه السلام را از براى ايشان نصب فرمود كه نشانهء هدايت و امام و پيشواى ايشان باشد . و چيزى را وانگذاشت كه امّت آن حضرت به آن احتياج داشته باشند ، مگر آنكه آن را بيان فرمود و آشكار نمود . پس هر كه گمان كند كه خداى عزّوجلّ دين خود ، يا او را كامل نگردانيده ، كتاب خدا را ردّ كرده است . و هر كه كتاب خدا را ردّ نمود ، كافر است . آيا مردم قدر امامت را مىشناسند و جاى قابليّت آن را از امّت مىدانند تا اختيار ايشان در آن مجوّز باشد و آن كس را كه از براى امامت اختيار مىكنند ، خدا قبول فرمايد ؟ ( يعنى : البته چنين نيست كه ايشان توانند كه آن را بشناسند ؛ زيرا كه ) امامت ، قدرش جليلتر و شأنش عظيمتر و مكانش عالىتر و جانبش منيعتر و كُنهش دور تر از اين است كه مردم به عقلهاى خويش به آن توانند رسيد ، و با رأىهاى خود آن را توانند يافت ، يا به اختيار خويش امامى را نصب توانند كرد . به درستى كه امامت ، مرتبهاى است كه خداى عزّوجلّ ابراهيم خليل عليه السلام را به آن مخصوص گردانيد ، بعد از مرتبهء پيغمبرى و خُلّت ( كه دوستى و آشنايى است ) و آن مرتبهء سيم است كه از پيغمبرى و دوستى بالاتر است ، و فضيلتى است كه خدا او را به سبب آن مشرّف گردانيد ، و آوازهء او را به آن بلند ساخت ، پس فرمود : « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » ؛ « من تو را امام مردم مىكنم » . ابراهيم خليل عليه السلام از روى سرور و شادى به اين مرتبهء امامت عرض
--> ( 1 ) . انعام ، 38 . ( 2 ) . مائده ، 3 .