الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

571

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

را در دل‌هاى ايشان افكنده باشد ؟ به خدا سوگند ، كه اين را در دل‌هاى ايشان نينداخته ، مگر شيطان ؛ چه اين عارفان تصديق را داشتند و شيطان ايشان را گمراه گردانيد تا آن‌كه كردند آنچه كردند ( پس صاحب تصديق از اضلال شيطان ، ايمن نيست و بايد كه امامى باشد كه در مقابل ضلالت آن ملعون ، مردم را هدايت فرمايد . و مىتواند كه سؤال زراره در مرتبهء دوم از وجود امام و وجوب معرفت او باشد ، بر هر كه ايمان به خدا و رسول آورد تا روز قيامت . و سؤال اول از حال گذشتگان باشد و جواب حضرت محمول باشد بر اين‌كه همهء امت اتفاق دارند بر وجوب وجود امام ، مگر آن‌كه مخالفان در تعيين آن خطا و غلط كرده‌اند به علت اغواى شيطان . و مؤيد اين وجه است آنچه حضرت در آخر حديث فرمود كه : ) به خدا سوگند كه به مؤمنين حق ما را كسى الهام نكرده ، مگر خداى عزّوجلّ » . 472 / 4 . از او ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از عمرو بن ابى المِقدام ، از جابر روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « جز اين نيست كه خدا را مىشناسد و او را عبادت مىكند ، هر كه خدا و امام او را از ما اهل بيت شناخته باشد . و هر كه خداى عزّوجلّ را نشناسد و امامى را كه از ما اهل بيت باشد ، نداند ، همچنين به خدا سوگند ، غير خدا را مىشناسد و مىپرستد از روى گمراهى » . 473 / 5 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از فَضالة بن ايّوب ، از معاوية بن وهْب ، از ذَريح روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را از امامان بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال كردم . حضرت فرمود كه : « امير المؤمنين عليه السلام امام بود ، پس امام حسن ، بعد از آن امام حسين ، بعد از آن حضرت على الحسين ، بعد از آن حضرت محمد بن على امام بودند . و هر كه اين را انكار كند ، چون كسى است كه معرفت خداى تبارك و تعالى و معرفت رسول صلى الله عليه و آله را انكار كرده باشد » . ذَريح مىگويد كه : من عرض كردم كه : بعد از آن ، امام تويى - پس سه مرتبه اين مقاله را مكرر كردم - حضرت فرمود كه : « تو را حديث نكردم مگر به جهت آن‌كه تو از جملهء گواهان خداى تبارك و تعالى ، يا شهيدان راه او باشى در زمين » ( چه مؤمنان در نزد خدا شهيدان و به منزلهء ايشانند ) . 474 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از آن‌كه او را ذكر كرده ، از محمد بن عبدالرحمان بن ابى ليلى ، از پدرش ، از امام جعفر