الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

569

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

صادق عليهما السلام كه آن حضرت فرمود كه : « بندهء خدا مؤمن نمىباشد تا آن‌كه خدا و رسول خدا و همهء ائمهء هدى را بشناسد ، و امام زمان خويش را بشناسد ، و مشكلاتى كه دارد به سوى او برگرداند ، و در معضلات به او رجوع نمايد ، و او را تصديق نمايد در آنچه مىفرمايد » . بعد از آن فرمود كه : « چگونه آخر را مىشناسد و حال آن‌كه او اول را نمىداند ، و معرفتى به حالش ندارد ؟ » ( و شايد كه مراد از اول ، خدا و رسول باشد . پس مراد از آخر ، ائمه باشد . و مىتواند كه مراد از آخر ، امام زمان باشد ، و بنابر اين ، مراد از اول ، امامان پيش از او باشد . و معنى دوم در نزد حقير ظاهرتر است ) . 471 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از هشام بن سالم ، از زراره روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : مرا خبر ده كه آيا شناختن امامى كه از شما اهل بيت باشد ، بر همهء خلائق واجب است ؟ حضرت فرمود كه : « خداى عزّوجلّ محمد صلى الله عليه و آله را به سوى همهء مردمان مبعوث فرمود ، تا آن‌كه رسول و حجتى باشد از براى خدا بر تمام خلق در زمين ، كه سكنى دارند . پس هر كه به خدا ايمان آورد و به محمد ( كه رسول خداست صلى الله عليه و آله ) ايمان آورد ، و او را پيروى كند و تصديق نمايد ، معرفت امامى كه از ما باشد ، بر او واجب است . و هر كه به خدا ايمان نياورده ، و بر رسول خدا نگرويده ، و او را پيروى ننموده و تصديق نكرده ، و حق خدا و رسول را نشناخته ، چگونه معرفت امام بر او واجب است ؟ با آن‌كه به خدا و رسول خدا ايمان ندارد ، و حق ايشان را نمىشناسد » ( چه معرفت امام ، فرع معرفت ايشان است و آنچه اوّلًا و بالذات واجب است ، معرفت خدا و رسول و ايمان به ايشان است ، و بعد از آن ، معرفت امام عليه السلام واجب مىشود ) . زراره مىگويد كه عرض كردم : پس چه مىفرمايى در باب كسى كه به خدا و رسول خدا ايمان مىآورد ، و رسول خدا را تصديق مىكند در تمام آنچه خدا بر او فرو فرستاده ، آيا بر اين گروه واجب است كه شما را چنانچه بايد بشناسد ؟ ( يعنى با اين حال به سوى امام چه حاجت است ؟ و گويا زراره قول امام عليه السلام را كه پيغمبر را تصديق كند ، حمل نموده بر تصديق اجمالى به آنچه آن حضرت آورده ، و لهذا تصديق تفصيلى را مورد سؤال كرده از احتياج به امام ، با اين حال سؤال كرد ) . و حضرت اشاره به جهت احتياج فرمود و فرمود كه : « آرى . آيا چنين نيست كه اين گروه مخالفان فلان و فلان را بشناسد و اعتقاد به خلافت و امامت اينها داشته باشند ؟ » عرض كردم : بلى . فرمود كه : « آيا گمان دارى كه خدا كسى است كه معرفت اين خلفاى جور