الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

517

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

او را تكليف فرموده و محافظت آن است ، و قيام به تحمل مشقت آن‌كه از او پست‌تر است به حسب مرتبه ؛ از آنان كه از او ضعيف‌تراند . و هر كه خدا بر او منت گذاشت و او را توانگر ساخت ، حجتش بر او ( آنچه از براى خدا است از حقوق واجبه ، چون زكات و خمس ، يا حجت خدا بر اين بنده ) اموال اوست ( و اين معنى ظاهرتر است ) . بعد از آن تعهد و بازجويى فقرا و احوال ايشان ، بعد از اداى واجبات به مستحبات و نوافلى كه دارد . و هر كه خدا بر او منت گذاشت ، و او را بزرگوار گردانيد در خانهء خويش ( كه مراد از آن ، قبيله و عشيره است ) و او را صاحب جمال گردانيد ( در صورتى كه دارد ، يعنى در نزد مردم معروف و روشناس شد ) حجت خدا بر او ، آن است كه خدا را حمد و ثنا كند بر اين نعمت و بر غير خويش ترفّع نورزد ، و گردن نكشد ، و حقوق ضعفا و ناتوانان را منع نكند ، به جهت شرف و بزرگوارى و جمال و شهرتى كه دارد » . باب در بيان حجت‌هاى خدا در خلق خود 33 . باب در بيان حجت‌هاى خدا در خلق خود 425 / 1 . محمد بن ابى عبداللَّه ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از حسين بن زيد ، از دُرست بن ابى منصور ، از آن‌كه او را حديث كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « شش چيز است كه بندگان را در آنها هيچ صنعت و كاريگرى نيست ( يعنى از صنعت خدا است ، نه آن‌كه صانعى ندارد ) : يكى معرفت و شناخت ( چنانچه مذكور شد ) دوم جهل و نادانى ( كه مقابل عقل يا علم است و اولى اصل است ، و صاحب جند و دوم از جملهء جنود اوست و بعضى گمان كرده‌اند كه مراد از آن ، فراموشى است به گمان آن‌كه آن ، امرى است عدمى و احتياج به صانع ندارد ) . سوم و چهارم رضا و غضب ( يعنى عروض صفت خشنودى و خشم ، و اما مقتضاى آنها ، به اختيار بندگان ) . و پنجم و ششم خواب و بيدارى » . باب در بيان حجت‌هاى خدا بر خلق خود 34 . باب در بيان حجت‌هاى خدا بر خلق خود 426 / 1 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از ابو شعيب مَحاملى ، از دُرست بن ابى منصور ، از بُريد بن معاويه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « خدا را بر آفريدگان خويش ، حق شناختن نيست كه خودْ معرفت به هم رسانند و