الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

495

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

است كه كافر شدند و به حكمت آن نگرويدند . پس واى بر آنها كه نگرويدند و گمان باطل بردند از آتش دوزخ » . پس آن شيخ شروع كرد كه مىگفت . أنت الامام الّذى نرجوا به طاعته يوم * النجاة من الرحمن غفراناً أوضحت من أمرنا ما كان ملتبسا * جزاك ربّك بالإحسان احساناً يعنى : تويى پيشوايى كه ما اميد داريم به واسطهء فرمان‌بردارى او در روز رهايى يافتن از سختىها كه روز قيامت است ، آمرزش را از خداوند بخشاينده . روشن ساختى از امر ما آنچه را كه مشتبه و پوشيده بود . پروردگارت تو را جزاى نيكو عطا فرمايد به اين نيكى كه با ما كردى . 402 / 2 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّاء ، از حمّاد بن عثمان ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « هر كه گمان كند كه خدا امر مىفرمايد به زشتى و نا پسندى در گفتار ، يا كردار ، بر خدا دروغ گفته ، و هر كه گمان كند كه خوبى و بدى به سوى خدا منسوب است ، بر خدا دروغ گفته است » . 403 / 3 . حسين ، از مُعلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّاء ، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه گفت : از آن حضرت سؤال كردم و عرض كردم كه : آيا خدا امر را به سوى بندگان تفويض فرموده و آن را به ايشان واگذاشته كه آنچه خواهند مىكنند ؟ و فرمود كه : « خدا از آن عزيزتر و غلبه‌اش بر بندگان بيشتر است كه امر را به ايشان مفوّض فرمايد » . عرض كردم كه : پس ايشان را بر معصيت‌ها جبر فرموده ؟ فرمود كه : « خدا از اين عادل‌تر و محكم‌كارتر است كه ايشان را بر گناهان جبر نمايد ، وانگهى ايشان را بر آن عقاب فرمايد » . حسن مىگويد كه : پس آن حضرت فرمود كه : « خداى عزّوجلّ فرموده است كه : اى فرزند آدم ، من به حسنات تو از تو سزاوارترم و تو از من به بدىها و گناهان خويش سزاوارترى . معصيت‌ها را به عمل آوردى به توانايى من ، كه آن را در تو قرار دادم » . 404 / 4 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از اسماعيل بن مَرّار ، از يونس بن عبدالرحمان روايت كرده است كه گفت : ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام به من فرمود كه : « اى يونس ، قائل مشو به گفتار طائفه قَدَريه ( كه همه چيز را به قضا و قدر مىدانند و بندگان را در فعل و ترك آن مجبور ) ؛ زيرا كه قدريه ، نه به گفتار اهل بهشت قائل‌اند ، نه به گفتار اهل جهنّم و نه به گفتار