الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

453

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

او ميان ما به حق و فرود آوردن هر يك از ما به منزلى كه فراخور حال و درخور اعمال اوست بنا بر بعضى از تفاسير ) . بعد از آن حضرت فرمود كه : « حمد از براى خدا است كه بزرگوارى و پادشاهى را در پوشيده ، بى آن‌كه صاحب تن باشد ، و جلال و بزرگى را رداى خويش ساخته ، بدون آن‌كه مانند چيزى از جسمانيات باشد ، و بر عرش مملكت خويش مستولى است ، بدون زوالى كه به او رو آورد و بر خلائق برترى دارد ، اما بى آن‌كه ايشان از آن جناب دور باشند ، يا آن جناب ايشان را سوده و لمس نموده باشد . و آن جناب را حدى نيست كه به آن حدّ و اندازه منتهى شود و به پايان رسد ، و او را مانند و نظيرى نه ، تا به مانند خويش شناخته شود . هر كه غير از خدا جبروت را به خود بست ، خوار و بى مقدار گرديد ، و هر كه غير از آن جناب اظهار بزرگى نمود ، كوچك شد . همه چيز به جهت عظمت آن جناب فروتنى نمودند ، و از براى سلطنتش و عزتش ، طريقهء انقياد پيمودند . چشم‌هايى كه به كرانه مىنگرند ، از دريافتش كلال « 1 » به هم رسانيده ، و خيالات خلائق به صفتش نرسيده ، ايستاده‌اند . آن‌كه اول و پيش از هر چيزى است و او را پيشى نيست ، و آخر است بعد از هر چيزى ، و او را بعدى نيست ( كه قبل و بعد عارض ذات مقدسش نمىشود ) . و بر همه چيز غالب است ، به واسطهء غلبه و قهرى كه بر وجود و فناى آنها دارد . و همهء مكان‌ها را مشاهده مىكند ، و در آنها حضور دارد ، بى آن‌كه به سوى آنها منتقل شود . هيچ صاحب لمسى او را لمس نكند ، و هيچ حاسه‌اى او را در نيابد « وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ » « 2 » ؛ « اوست آن‌كه در آسمان خدا است و در زمين خدا است ، و اوست راست‌كار و درست‌كردار در تدبير امر خلائق ، و دانا به مصالح ايشان » محكم ساخته آنچه را كه خواسته نسبت به خلق خويش از همهء اشخاص و صور كه غير يكديگرند ، و ليكن نه به واسطهء مثالى كه پيشى گرفته شده باشد به سوى آن ( و بعضى گفته‌اند كه مراد از مثال ، صورت علميه است ، يعنى : خلق فرمود آنچه را كه اراده نموده ) ، نه به صورت علميه زائده كه به سوى مراد ، پيشى گرفته باشد ( چه علم آن جناب انفعالى نيست و ماندگى و ملالى بر او داخل نشد . و در آفريدن آنچه آفريده در نزد خويش ، و مراد ، مانند عرش و كرسى است ، تا به غير اينها چه رسد . و احتمال دارد كه مراد ،

--> ( 1 ) . ناتوانى و رنجورى . ( 2 ) . زخرف ، 84 .