الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
451
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
نيست ( چه نيستى به هستى ازلى راهى ندارد ) . و آنكه وقتى بر او سبقت نگرفته ، و زمانى بر او تقدم نجسته است . و زياده و نقصان او را بر سبيل تناوب و تبادل فرا نگرفتهاند ( كه گاهى اين بر او وارد شود و گاهى آن ) . و او را وصف نمىتوان كرد كه در كجا است ؟ و نه به آنكه چه چيز است ؟ و نه به مكانى كه جاى معينى از برايش قرار دهند . آنكه باطن امور پوشيده را ادراك نموده ، و علمش در آن نفوذ فرموده ، تا به امور ظاهره چه رسد ( و بعضى گفتهاند كه : احتمال دارد كه مراد از آنها ، مجردات باشد . به اين معنى كه آن جناب از مجردات پوشيده و پنهان است تا به ماديات چه رسد ) . و در عقول ، كمال ظهور دارد ، به واسطهء آنچه در خلقتش ديده مىشود از علامات تدبير . آنكه پيغمبران را از او سؤال كردند ، پس او را به حد و بعض وصف نكردند ، بلكه او را به كردار نيكى كه دارد ، وصف فرمودند و به آيات و علامات آن جناب بر او دلالت نمودند . عقلهاى صاحبان انديشه نمىتوانند كه او را انكار نمايند ؛ زيرا كه هر كه در آسمانها و زمين و آنچه در اينها و آنچه در ميانهء اينهاست ، همه آفرينش اوست ، و اوست صانع اينها كه همهء اينها را آفريده . پس چيزى نيست كه دفع نمايد قدرت او را . آنكه از خلق ، به وساطت عدم مشابهت دور شده ، پس هيچ چيز مانند او نيست ، و آنكه خلق را براى عبادت و بندگى خويش آفريده و ايشان را بر طاعت خود توانايى داده ، به سبب آنچه در ايشان قرار داده از شرايط تكليف ، مانند عقل و علم و غير آن و به جهتها عذر و بهانهء ايشان را قطع فرموده ، پس از روى حجتى ظاهر هلاك شد ، هر كه هلاك شد ، و به عطاى او نجات يافت ، آنكه نجات يافت . و از براى خدا است فضل و احسان در حال ايجاد و اعادهء ايشان ( بعد از فنا در دنيا و آخرت و بعد از اينها ) . به درستى كه خدا و او راست سپاس و ستايش ، كتاب خويش را به حمد خود گشوده ( يا به آن مطلقا آغاز نموده ) ، و امر دنيا و آبلهء آخرت را ( كه مراد از آن شدت و مصيبت است ) به حمد ذات مقدس خود ختم فرموده و فرموده : « وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » « 1 » ، يعنى : و حكم كرده شود كه خداى تعالى حكم كند ميان بندگان خود . به راستى كه هر كس را به مقام و منزلى كه در خور حال او باشد ، از بهشت و دوزخ ، فرود آورد و گفته شود ( يعنى : مؤمنان مىگويند كه ) : سپاس از براى خدا است كه پروردگار عالميان است » ( بر حكم كردن
--> ( 1 ) . زمر ، 75 .