الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

39

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

مذكور در روايت با قرآن ، بدون توجه به لوازم كلامش ، آن را نسبت به قرآن ديگرى غير از قرآن موجود مىدهد كه به گفتهء وى ، در نزد اهل بيت بوده است . اين انتساب و نظر بى دليل و مبتنى بر حدس و گمان ، پايه‌هاى بسيار و يا همهء باورهاى مذهب را به هم مىريزد ، و همه چيز و از جمله ختم نبوت را زير سؤال مىبرد . گويى آخرين كتاب آسمانى كه خداوند متعال آن را آخرين حجت خود بر تمامى مردمان عالم قرار داده ، همانند كتاب‌هاى پيشين ، يا تحريف شده و يا بدتر از تحريف ، از دسترس خارج شده و امت ، بى جهت به كتابى دل خوش كرده‌اند كه آن را كتاب آسمانى تلقى مىكنند . و تعالى اللَّه اگر چنين باشد كه خداوند وعده‌اش را در بارهء كتابش عملى نكرده ، و آن را براى امت حفظ نكرده باشد . و يا اصل آن را در جايى قرار داده باشد و نسخهء دومى را كه احياناً با نسخهء اصلى تفاوت دارد ، در دسترس بندگانش قرار داده باشد . 9 . بر اساس آنچه در نوشتهء مترجم آمده ، او چندين نسخه از الكافى در اختيار داشته كه از آنها « در بعضى از نسخ كافى چنين است » ياد كرده ، و در ترجمه ، براى انتخاب بهترين ترجمه ، و هم اصلاح برخى از عبارت‌ها ، به آنها مراجعه كرده است . براى نمونه حديث شمارهء 219 است كه مىنويسد : ظاهر اين است كه از نسخه‌هاى كافى در ميانهء سؤال و جواب ، آخر سؤال و جوابى افتاده باشد ؛ زيرا . . . بعلاوه ، مترجم با تعبير « در نسخ ديگر كافى » ، دو و گاهى چند بار يك متن را ترجمه كرده است . و گاهى هم نسخه بدلى براى حديث يافته و آن را ذكر و ترجمه كرده است و نظر خود را در بارهء مناسب‌تر بودن متن و ظاهرتر بودن برخى از معانى برخى از نسخه‌ها را نوشته است . براى نمونه ، در حديث 355 ، از نهج البلاغه نسخه بدل حديث را آورده و گفته كه اين ، انسب است . 10 . مترجم گاهى متن يك حديث را ناتمام تشخيص داده و از مصادر ديگر براى تكميل آن استفاده كرده ، و به صورت جداگانه در ادامهء نوشتهء خود آن را افزوده است . اين منابع ، كتاب هايى چون نهج البلاغه ، التوحيد ، علل الشرايع ، هستند . 11 . ادبيات و كلمه‌هاى به كار رفته در اين ترجمه ، يكسان نيست ، گاهى فاخر ،