الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

425

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

كه : « آن صورت ، صورتى بود كه خدا آن را احداث و خلق فرمود ، و آن را برگزيد و بر ساير صورت‌هاى مختلفه كه خلق نموده بود ، اختيار كرد . بعد از آن ، آن صورت را به خويش نسبت داد ؛ چنانچه خانهء كعبه و روح را به خويش نسبت داد و فرمود كه : خانهء من « 1 » و : بدمم در آن ، از روح خويش » . 22 . باب در بيان جوامع توحيد و كلماتى كه جامع انواع صفات سلبى و ثبوتى خدا است 350 / 1 . محمد بن ابى عبداللَّه و محمد بن يحيى هر دو روايت كرده‌اند و آن را مرفوع ساخته‌اند به سوى امام جعفر صادق عليه السلام كه : « امير المؤمنين عليه السلام مردم را امر فرمود كه مهياى جنگ معاويه شوند در نوبت دوم ، و ايشان را در اين باب ترغيب و تحريص نمود . پس چون فراهم آمدند ، برخاست و خطبه‌اى ادا فرمود و فرمود كه : سپاس و ستايش خدايى را سزد كه يكى است و يگانه و پناه نيازمندان و متفرّد و تنها است . نه از چيزى بوده و نه از چيزى آفريده و به عرصهء وجود آورده . و آنچه را موجود و ثابت فرموده ، به قدرت كامله‌اى كه به واسطهء آن از همه چيز جدا شده و همه چيز از او جدا شده‌اند ( كه در ميانهء آن جناب و ايشان به هيچ وجه مناسبتى نيست ) ، پس او را صفتى نيست كه به آن توان رسيد و اندازه‌اى ندارد كه داستان‌ها از برايش در باب آن بيان توان نمود . سخنان ساخته پرداخته از هر لغت كه در باب صفات او گفته مىشود ، به آن نرسيده ، كلال « 2 » به هم رسانيده‌اند ، و گردانيدن صفات به تبدل و تغير ، يا به انواعى كه تصور مىشوند ، در اينجا گمراه و سرگردانند ، و در ملكوت مصنوعات او ، راه‌هاى افكار و انديشه‌هاى عميقه و خيال‌هاى دقيقه ، سر گشته‌اند ، و جوامع تفسير و بيان كه مجمع و جامع آنند ، بدون آن‌كه در علم او ( كه عين ذات است ) ، رسوخ به هم رسانند ، و در آن فرو روند ، منقطع گرديده‌اند ، و پرده‌هاى غيب نورانى در نزد غيبى كه اسرار ربوبيت است ، و از همه پوشيده و حايل و مانع شده‌اند ، و عقل‌هاى بلند ( كه بلندىها را مىنگرند ) و در امور لطيفه و چيزهاى دقيقه تسلط دارند ، در كم‌تر از كم‌ترين و پست‌تر از پست‌ترين آن حجاب‌ها حيرانند . پس بزرگوار است آن‌كه همت‌هاى دور كه به هر چيز دورى رسيده ، به او نمىرسند و

--> ( 1 ) . بقره ، 125 . ( 2 ) . مانده و رنجور و ناتوان .