الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

391

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

مشاهده ننمايى و از آثار قدرتش آن‌قدر در تو هست كه تو را بس باشد و احتياج به غير آن نداشته باشى . و ظاهر از ما ، آن است كه به خود آشكارا باشد و آن‌كه او را به حدش بشناسد . پس اسم را جمع كرديم و معنى مختلف است . و اما باطن در باب خدا ، نه به معنى زير چيزى پنهان شدن است ؛ به طورى كه در آن فرورفته باشد ، و ليكن اين وصف نسبت به آن جناب ، به اين معنى است كه علم و حفظ و تدبيرش در باطن همه چيز سرايت مىكرده ، چنانچه قائل مىگويد كه « ابطنته » ، يعنى : به آن آگاهى به هم رسانيدم و راز پوشيدهء او را دانستم . و باطن نسبت به ما ، آن است كه در چيزى نا پيدا شده و در پرده رفته باشد . و ما و خدا اسم را جمع كرديم و معنى مختلف است . و اما قاهر در باب خدا ، نه به اين معنى است كه به چاره و زحمت و حيله و آميزش و خلطت و مكر ، بر كسى غالب شود ؛ چنانچه بعضى از بندگان بر بعضى به اين اسباب و آلت غالب مىشوند ، و مغلوب از ايشان ، غالب مىشود و غالب ، مغلوب مىگردد ، و ليكن اين وصف نسبت به خداى تبارك و تعالى ، به اين معنى است كه فاعل و خالق همه چيز است و تمام آنچه آفريده جامهء خوارى و فروتنى از براى او بر خود پوشيده ، همه مقهور و مغلوب قدرت اويند و نمىتوانند كه امتناع كنند و قبول ننمايند آنچه را كه نسبت به ايشان اراده فرمود و يك چشم بر هم زدن از آن بيرون نمىرود ، آن سلطنتى كه دارد به وضعى كه به هر چيز مىگويد كه باش ، مىباشد . و قاهر نسبت به ما ، به آن معنى است كه ذكر كردم و وصف نمودم . پس اسم را جمع نموديم و معنى مختلف است . همهء نام‌هاى خدا چنين است و هر چند كه ما تمام آنها را جمع ننموده و نام نبرده باشيم ؛ زيرا كه گاهى اعتبار اكتفا مىكند به چيزى كه به سوى تو افكنديم و تو را تعليم نموديم و خدا ياور تو و ياور ما است در ارشاد و توفيق ما » . باب در بيان تفسير صمد 18 . باب در بيان تفسير صمد 326 / 1 . على بن محمد و محمد بن حسن ، از سهل بن زياد ، از محمد بن وليد - و لقب او شباب صَيرفى است - از داود بن قاسم جعفرى روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد تقى عليه السلام عرض كردم كه : فداى تو گردم ، معنى صمد چه چيز است ؟ حضرت فرمود كه : « سيد و بزرگى كه تمام خلق به سوى او قصد كنند در اندك و بسيار » .