الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
371
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
فرمود كه : « رهنماى اهل آسمانها و رهنماى اهل زمين است » . و در روايت برقى چنين است كه : « خدا ، هدايت كسانى است كه در آسمانهايند و هدايت كسانى است كه در زميناند » ( چه ، آن جناب به طريقى اهل اينها را به راه راست رهبرى نموده كه گويا نفس هدايت و حقيقت ، راه راست نمودن است و از اينجا است كه نور را به منور و ذوالنور و روشنى را به روشن سازنده و خداوند روشنى تفسير و تقدير مىكند ) . 316 / 5 . احمد بن ادريس ، از محمد بن عبدالجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از فُضيل بن عثمان ، از ابن ابى يعفور روايت كرده است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدم از فرمودهء خداى عزّوجلّ « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ » « 1 » و عرض كردم كه اول را شناختيم و معنى آن را دانستيم ، تفسير آخر و معنى آن را براى ما بيان فرما . حضرت فرمود كه : « هيچ چيز نيست ، مگر اينكه هلاك مىشود يا متغير مىگردد ، و يا يك نحو تغيّر و زوال در آن راه مىيابد ، يا از رنگى به رنگى ، يا از هيأتى به هيأتى ، يا از صفتى به صفتى مىگردد . و از زيادتى به سوى نقصان ، و از نقصان به سوى زيادتى ، انتقال مىيابد ، مگر پروردگار عالميان كه آن جناب ، هميشه به يك حال بوده و خواهد بود . اوست اول پيش از هر چيزى ، و اوست آخر بر آن نحوى كه در اول بوده ، بدون تغير ، و صفات و نامها بر او مختلف نمىشود ؛ چنانچه بر غير او مختلف مىشود ، مثل انسانى كه يك مرتبه خاك مىباشد و يك مرتبه گوشت و خون و يك مرتبه خُرد و مُرد شده و در هم شكسته و پوسيده و از هم پاشيده است و مانند خرماى نيمرس كه يك مرتبه غوره مىباشد و يك مرتبه خرماى نيمرس و يك مرتبه خرماىتر و يك مرتبه خرماى خشك . پس نامها و صفات بر هر يك از اينها متبدل مىشود و خداى عزّوجلّ بر خلاف اين است » . 317 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عُمير ، از ابن اذينه ، از محمد بن حكيم ، از ميمون البان روايت كرده است كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام شنيدم در حالى كه از او سؤال شد از معنى اول و آخر كه حضرت فرمود : « اول است بىآنكه اولى پيش از او باشد ، يا پديدآورندهاى كه بر او پيشى گرفته باشد . و آخر است بى آنكه انتهايى داشته باشد ؛ چنانچه از صفت آفريدگان تعقل مىشود ، و ليكن قديم است و اول و آخر كه هميشه بوده و هميشه
--> ( 1 ) . حديد ، 3 .