الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

369

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

پرستش است ) . و اسم ، غير مسمى است ( چه اسم همان مركب از حروف است ، چون زيد كه مركب است از زا و يا و دال و مسمى ، آن شخص معين و مشخصى است كه اين اسم بر او دلالت مىكند ) . پس هر كه اسم خدا را عبادت كند ، نه معنى [ را ] ، كافر است ، و چيزى را عبادت نكرده ، و هر كه اسم و معنى را هر دو عبادت كند ، كافر است و دو چيز را عبادت كرده و اين مستلزم شرك است و هر كه معنى را عبادت كند و نه اسم ، اين عبادت ، توحيد است و خدا را به يگانگى پرستيدن . اى هشام ، آيا آنچه گفتم ، فهميدى ؟ » هشام گفت : عرض كردم كه : به من بيشتر بفرما . فرمود : « به درستى كه خدا را نود و نه اسم است . پس اگر اسم همان مسمى باشد ، هر آينه هر اسمى از آنها خدايى خواهد بود ، و ليكن خدا معنى است كه دلالت مىشود بر او ، به واسطهء اين اسم‌ها و همهء اين اسم‌ها غير اويند . اى هشام ، نان ، اسم است از براى آنچه آن را مىخورند و آب ، اسم است از براى آنچه آن را مىنوشند و جامه ، اسم است از براى آنچه آن را مىپوشند و آتش ، اسم است از براى آنچه مىسوزاند . اى هشام ، آيا فهميدى چنان فهميدنى كه به آن دفع كنى و مخاصمه نمايى با دشمنان ما و آنان كه غير خداى جلّ وعزّ را با او قرار مىدهند ؟ » . عرض كردم : بلى . حضرت فرمود كه : « اى هشام ، خدا تو را نفع بخشد ، و تو را ثابت و پا بر جاى دارد » . هشام گفت : به خدا سوگند ، بعد از آن‌كه از اين مجلس برخاستم ، كسى در باب توحيد خدا ، بر من غالب نشد . « 1 » 314 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند از احمد بن محمد برقى ، از قاسم بن يحيى ، از جدش حسن بن راشد ، از ابوالحسن حضرت موسى بن جعفر عليه السلام كه گفت : از آن حضرت از معنى اللَّه سؤال شد ، فرمود كه : « يعنى مستولى شده بر آنچه دقيق و جليل باشد » ( حاصل معنى آن‌كه بر همه چيز غلبه دارد ) . 315 / 4 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از يعقوب بن يزيد ، از عباس بن هلال روايت كرده است كه امام رضا عليه السلام را پرسيدم از معنى فرمودهء خداى عزّوجلّ « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » « 2 » كه ترجمهء ظاهر آن اين است كه : « خدا روشنى آسمان‌ها و زمين است » . حضرت

--> ( 1 ) . مترجم با عبارت « تا آخر آنچه در باب معبود گذشت ، و چون محض تكرار بود لهذا ذكر نشد » . اين حديث را ترجمه نكرده ، كه عين ترجمهء وى در اينجا آورده شد . ( 2 ) . نور ، 35 .