الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
357
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
كه صاحب عزت و حكمت باشد ، و مىتواند عزيز و حكيم نباشد ، و مىتواند كه وجود داشته باشد ، و مىتواند كه وجود نداشته باشد ، و مىتواند كه آمرزگار باشد ، و مىتواند كه آمرزگار نباشد ( و بودن نحو مغفرت ، چون علم و قدرت - چنانچه كلينى گمان فرموده - على الظاهر مورد بحث است ) . و نيز جايز نيست كه كسى بگويد كه : خدا اراده فرموده كه پروردگار و قديم و عزيز و حكيم و مالك و عالم و قادر باشد ؛ زيرا كه اين صفات ، از صفات ذات است و اراده ، از صفات فعل است . آيا نمىبينى كه مىگويند كه : خدا اين را اراده نمود و اين را اراده نفرمود ، و صفات ذات ، آن است كه به هر صفتى از آن ، ضد آن را از خدا دور گردانى . گفته مىشود كه : خدا زنده و دانا و شنوا و بينا و عزيز و حكيم و بىنياز و بردبار و عادل و كريم است . پس ضد دانش نادانى ، و ضد قدرت عجز ، و ضد زندگى مرگ ، و ضد عزت خوارى ، و ضد حكمت خطا ، و ضد بردبارى سبكى و تندى و نادانى ، و ضد عدالت جور و ستم است ( و در بيان ضد ضد ، بعضى از صفات را كه ذكر فرموده ، ذكر نفرموده و ضد بعضى از صفات را كه ذكر نفرموده ، ذكر فرموده و اين ظاهر و هويدا است ) . باب در بيان حادث شدن نامهاى خداى تعالى 15 . باب در بيان حادث شدن نامهاى خداى تعالى 308 / 1 . على بن محمد ، از صالح بن ابى حمّاد ، از حسين بن يزيد ، از حسن بن على بن ابى حمزه ، از ابراهيم بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « خداى تبارك و تعالى ، نامى را آفريد بى آنكه صوتى از او سرزند و به حروف آن آواز دهد ، و بدون آن ، به لفظى تلفظ كند ، يا جسدى داشته باشد كامل در مرتبه جسميت ، كه سياهى آن از دور نمايان باشد ، و موصوف نبود به تشبيه ( كه كسى او را به چيزى تشبيه كند ) ، و به رنگى رنگ نشده بود ، گوشه و كنارها از او برده شده ، و اندازهها از او دور شده بود . حس و شعور هر صاحب توهمى ، از او پوشيدهء پنهانى بود كه پوشيده نبود ( چه كُنه ذات و حقيقتش ، از خلق پنهان و آثارش هويدا و ظاهر است . يا آنكه در كمال پنهانى ، نهايت ظهور دارد و مىتواند همهء اينها ، بيان احوال آن نام مخلوق باشد . و در بعضى از نسخهها در صدر حديث ، نامها به جاى نام است و مؤيد اول است آنچه بعد از اين مىفرمايد ) . كه بعد از آن ،