الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

341

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

احتمال مىدارد ، و هرگاه احتمال زياده و نقصان متحقق شود ، آفريده خواهد بود ، نه آفريدگار » . يونس گفت كه : عرض كردم كه : پس من ، چه بگويم و چه اعتقاد داشته باشم ؟ حضرت فرمود كه : « بگو : نه جسم است و نه صورت . و اوست كه جسم‌ها را جسم گردانيده ، و صورت‌ها را تصوير كرده و نگاشته است . پاره پاره نمىشود ، و به پايان نمىرسد ، و زياد نمىشود ، و نقصان به هم نمىرساند ، و اگر امر چنان باشد كه مىگويند ، در ميانهء خالق و مخلوق فرقى نخواهد بود ، و در ميانهء سازندهء چيزها و آن‌كه صانع او را ساخته ، چيزى كه موجب جدايى باشد ، به هم نرسد ، و ليكن اوست پديدآورنده‌اى كه در ميان آنها كه ايشان را مجسم و مصور گردانيده ، تميز داده ( يعنى : در ميانهء چيزها و آنچه باعث امتياز آنها باشد ، در ايجاد ، فرق قرار داده ، به اين‌كه بعضى را جسم ، و بعضى را صورت گردانيده ، و آن را بر وفق حكمت ايجاد فرموده ) ؛ زيرا كه بود يا در آن هنگام كه بود و چيزى با او نبود كه با او شباهت داشته باشد ، يا آن جناب به چيزى شباهت داشته باشد در ذات يا صفات » . 291 / 7 . محمد بن ابى عبداللَّه ، از محمد بن اسماعيل ، از على بن عباس ، از حسن بن عبدالرحمان حِمّانى روايت كرده است كه گفت : به حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام عرض كردم كه : هشام بن حكم گمان كرده است كه خدا ، جسمى است كه چيزى مانند او نيست و دانا و شنوا و بينا و توانا و سخن‌گو و ناطق است و سخن‌گويى و توانايى و دانش او ، به يك روش جارى مىگردد ، و چيزى از اينها آفريده نيست . حضرت فرمود كه : « خدا او را بكشد . آيا ندانسته است كه جسم به اندازه در مىآيد و سخن غير از سخن‌گو است . پناه مىبرم به خدا و بيزارى مىجويم به سوى آن جناب ، از اين گفتار ناصواب . خدا ، نه جسم است و نه صورت و نه او را اندازه مىتوان نمود ، و هر چه غير از اوست آفريده شده . جز اين نيست كه همه چيز به اراده و خواست او موجود مىشود ، بىآن‌كه سخن گويد و بدون تردد و تفكر در نفس يا تكرار نفس و حرف زدن به زبان » . 292 / 8 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از محمد بن حكيم روايت كرده است كه گفت : وصف كردم از براى حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام گفتار هشام جواليقى را و آنچه در جوان مستوى الخلقه مىگويد ( چنانچه مذكور شد ) . و گفتهء هشام بن حكم را نيز از براى آن حضرت وصف نمودم ، فرمود كه : « چيزى به آن جناب شباهت ندارد » .