الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

327

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

10 . باب در بيان نهى از وصف كردن خدا به غير آنچه خويش را به آن وصف فرموده - / جلّ و تعالى - / 273 / 1 . على بن ابراهيم ، از عباس بن معروف ، از ابن ابى نجران ، از حمّاد بن عثمان ، از عبدالرحيم بن عَتيك قصير روايت كرده است كه گفت : عريضه به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام نوشتم و به دست عبدالملك بن اعيَن دادم كه به آن حضرت برساند ، به اين مضمون كه : گروهى در عراق ، خداى تعالى را به صورت و شكل وصف مىكنند و مىگويند كه در صورت انسان است ، و بعضى مىگويند كه جوانى است نو خط كه خطش تازه دميده . پس اگر صلاح دانى - خدا مرا فداى تو گرداند - كه مذهب درست از توحيد را به سوى من بنويسى ، بنويس كه بسيار به جا است . پس حضرت به سوى من نوشت كه : « سؤال نمودى - خدا تو را رحمت كند - از توحيد و آنچه به سوى آن رفته‌اند كسانى كه در نزد تواند ، برتر است آن كسى كه مانند او چيزى نيست ، و او شنواست و بينا ، و برتر است از آنچه وصف كنندگانى كه خدا را به خلق تشبيه مىكنند ، آن را وصف مىنمايند ، و بر خدا افترا مىبندند . پس بدان - خدا تو را رحمت كند - كه مذهب صحيح در توحيد ، آن چيزى است كه قرآن با آن فرود آمده از صفات خدا . پس از خدا بطلان و تشبيه را دور كن كه نفى و تشبيه ، روا نيست . اوست خدا كه ثابت و موجود است و برتر است از آنچه وصف كنندگان آن را وصف مىكنند . و از قرآن در مگذريد كه بعد از بيان ، گمراه مىشويد » . 274 / 2 . محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان ، از ابن ابى عُمير ، از ابراهيم بن عبد الحميد ، از ابو حمزه روايت كرده است كه حضرت على بن الحسين عليه السلام به من فرمود كه : « اى ابو حمزه ، خدا را به محدوديت وصف نمىتوان نمود كه او را تعريف نمايند و اندازه‌اى از براى او قرار دهند . پروردگار ما از آن‌كه خلائق او را وصف كنند بزرگ‌تر است و چگونه به محدوديت وصف شود ، آن‌كه حد و اندازه‌اى ندارد : « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » « 1 » ، يعنى : خيال‌ها او را در نيابد و او خيال‌ها را دريابد ، و اوست رسنده به دقايق اشيا ، كه به اسرار همهء خلائق آگاه است ، و داناست به تدابير و مصالح ايشان ، و همهء افعال

--> ( 1 ) . انعام ، 103 .