الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

289

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

است و دو چيز را عبادت كرده و اين مستلزم شرك است و هر كه معنى را عبادت كند و نه اسم ، اين عبادت ، توحيد است و خدا را به يگانگى پرستيدن . اى هشام ، آيا آنچه گفتم ، فهميدى ؟ » . هشام گفت : عرض كردم كه : به من بيشتر بفرما . فرمود : « به درستى كه خدا را نود و نه اسم است . پس اگر اسم همان مسمى باشد ، هر آينه هر اسمى از آنها خدايى خواهد بود ، و ليكن خدا معنى است كه دلالت مىشود بر او ، به واسطهء اين اسم‌ها و همهء اين اسم‌ها غير اويند . اى هشام ، نان ، اسم است از براى آنچه آن را مىخورند و آب ، اسم است از براى آنچه آن را مىنوشند و جامه ، اسم است از براى آنچه آن را مىپوشند و آتش ، اسم است از براى آنچه مىسوزاند . اى هشام ، آيا فهميدى چنان فهميدنى كه به آن دفع كنى و مخاصمه نمايى با دشمنان ما و آنان كه غير خداى جلّ وعزّ را با او قرار مىدهند ؟ » عرض كردم : بلى . حضرت فرمود كه : « اى هشام ، خدا تو را نفع بخشد ، و تو را ثابت و پا بر جاى دارد » . هشام گفت : به خدا سوگند ، بعد از آن‌كه از اين مجلس برخاستم ، كسى در باب توحيد خدا ، بر من غالب نشد . 237 / 3 . على بن ابراهيم ، از عباس بن معروف ، از عبد الرحمان بن ابى نجران روايت كرده است كه گفت : به خدمات امام محمد باقر عليه السلام نوشتم ، يا به آن حضرت عرض كردم كه : خدا مرا فداى تو گرداند ، ما رحمان و رحيم را كه احد و صمد است ، عبادت مىكنيم ؟ حضرت فرمود كه : « هر كه اسم را عبادت كند ، نه آن را كه مسمى است به اين اسم‌ها ، مشرك و كافر است و جاحد و منكر ، و چيزى را عبادت نكرده . بلكه عبادت كن خداى يكتاى يگانه را كه پناه محتاجان است و به اين اسم‌ها مسمى شده است ، نه آن‌كه اسم‌هاى او را عبادت كنى ؛ زيرا اسم‌ها صفاتى چنداند كه خدا خويش را به آنهاوصف فرموده است » . باب در بيان كون و مكان 6 . باب در بيان كون و مكان ( كه بودن و جاى بودن است ) 238 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از ابو حمزه ، روايت كرده است كه نافع بن ازرق از امام محمد باقر عليه السلام سؤال نمود و عرض كرد كه : مرا خبر ده از خدا كه در چه زمان بود ؟ آن حضرت فرمود كه : « كى نبود تا تو را خبر دهم كه كى بود ؟ پاك و منزّه است آن‌كه هميشه بوده و خواهد بود . تنها و پناه نيازمندان كه زن و فرزندى را فرا نگرفته » .