الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

287

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

سيف بن عَميره ، از ابراهيم بن عمر روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « همهء كارهاى خدا عجيب و غريب است . به درستى كه بر شما حجت آورده به آنچه معرفت آن را از خود به شما عطا فرموده است » ( يعنى شما او را به آنچه خود عطا فرموده ، بشناسيد و آنچه به شما عطا نفرموده ، شما را به آن تكليف ننموده ) . 5 . باب در بيان معبود و آن‌كه او را پرستش مىنمايند 235 / 1 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى بن عُبيد ، از حسن بن محبوب ، از ابن رئاب و از چند نفر ديگر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « هر كه خدا را عبادت كند به توهّم و گمان ، بى آن‌كه يقين به وجود آن جناب داشته باشد ، كافر است . و آن‌كه اسم خدا را عبادت كند ، به واسطهء حروف يا مفهوم وضعى ، نه آن‌كه معنى آن را كه از آن به اين اسم تعبير مىشود ، عبادت كند ، كافر است . و آن‌كه اسم و معنى هر دو را عبادت كند ، مشرك است و آن‌كه معنى را عبادت كند ، و اسم‌هاى آن جناب را بر او واقع سازد ، با آن صفاتى كه خدا خويش را به آنها وصف فرموده ، و دل خود را بر آن محكم گرداند ، كه به آن اعتقاد به هم رساند ، و زبانش به آن گويا گردد ، و در نهان و آشكار خويش ، اين گروهْ اصحابِ امير المؤمنين‌اند عليه السلام از روى حق و راستى » . در حديث ديگر چنين است : « اين گروه ، ايشانند گرويدگان به گرويدنى درست و راست و خالص از شك و ريب و كاملان در ايمانند » . 236 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نضر بن سُويد ، از هشام بن حكم ، روايت كرده است كه امام جعفر صادق عليه السلام را از اسم‌هاى خدا و اشتقاق آن سؤال نمود . « 1 » عرض كرد كه : اللَّه ، از چه چيز مشتق شده است ؟ حضرت فرمود كه : « اى هشام ، اللَّه ، مشتق است از إله ، و إله ، مألوه و معبودى مىخواهد ( چه آن فِعال است از الاهت والوهيّت كه به معنى عبادت و عبوديت است و آن به معنى پرستيدن و پرستش است ) . و اسم ، غير مسمى است ( چه اسم همان مركب از حروف است ، چون زيد كه مركب است از زا و يا و دال و مسمى ، آن شحص معين و مشخصى است كه اين اسم بر او دلالت مىكند ) . پس هر كه اسم خدا را عبادت كند ، نه معنى [ را ] ، كافر است ، و چيزى را عبادت نكرده ، و هر كه اسم و معنى را هر دو عبادت كند ، كافر

--> ( 1 ) . و اشتقاق ، شكافتن سخن است از سخن ، كه سخنى را از سخنى ديگر بيرون آورند . ( مترجم )