الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

183

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

براى تحصيل بصيرت كامل است در دين ، و اطلاع بر احوال آخرت و حقارت دنيا و بىاعتبارى آن ) . پس صاحب جهل و جدال ، مردم را اذيت مىرساند و مجادله مىكند و در مجالس مردمان به گفت‌وگو مىپردازد و علم و صفت حلم را بسيار ياد مىكند و در ظاهر ، فروتنى را شعار خود ساخته و در باطن ، از پرهيزگارى عارى است . پس خدا ، به جهت اين عمل ، از صاحب آن ، استخوان بينى او را بكوبد ( يعنى روى او را قبيح گرداند . چه ، صورت ، به بينى است ؛ چنانچه مىبينى ) . و گرداگرد سينهء او را ببرد . و صاحب گردن‌كشى و فريب ، و صاحب فريب و گريز و خيانت و چاپلوسى است كه به زبان دوستى اظهار مىكند و در دل ، خلاف آن را دارد ، و بر مثل خود از علما تفوق مىجويد و طريق گردن كشى مىپويد ، و از براى مالداران كه از او پست‌ترند ، فروتنى مىنمايد و به جهت شيرينى يا بخشش ايشان ، شكسته نفسى مىكند و دين خويش را در هم مىشكند . خدا بر چنين طالبى ، خيرش را كور گرداند كه از خود هم خبر نداشته باشد ، و اثرش را از ميان آثار علما بر طرف كند . و صاحب دانش و عمل و يا عقل ، صاحب بدحالى و اندوهى است كه او را درهم شكسته و پيوسته محزون است و شب‌ها بيدارخوابى مىكشد از براى عبادت و تحت الحنك مىبندد بر كلاهى كه بر سر اوست و در تاريكى شب ، به عبادت مىايستد و عمل مىكند و پيوسته مىترسد كه مبادا عملش قبول درگاه خدا نشود و مشغول دعا و زارى مىباشد و رو به كار خويش كرده ، متوجه اصلاح حال خود است و مردم زمانهء خويش را مىشناسد و از معتمدين برادران خويش وحشت دارد ، و به كسى انس نمىگيرد . پس خدا اركان اين چنين كسى را سخت و محكم گرداند و ايمنى خويش را در روز قيامت به [ او ] عطا فرمايد » . حديث كرد مرا به اين حديث ، محمد بن محمود - كه ابو عبداللَّه قزوينى است - از چند نفر از اصحاب ما ، كه از ايشان است جعفر بن محمد صيقل در قزوين ، از احمد بن عيسى علوى ، از عباد بن صهيب بصرى ، از امام جعفر صادق عليه السلام . 133 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از محمد بن يحيى ، از طلحة بن زيد ، روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « راويان كتاب خدا ( كه قرآن است يا كتابى كه مشتمل باشد بر علومى كه در دين به كار آيد ، و حافظان آن از غلط و تحريف و لحن و تصحيف ) بسيارند . به درستى كه رعايت كنندگان آن ( كه عالم باشند به مراد آن و عامل