الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
141
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
تفقه نكند ، خدا در روز قيامت نظر رحمت به سوى او نكند و هيچ عملى را از براى او پاك نگرداند » ( يعنى قبول نفرمايد ) . 45 / 9 . محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان ، از ابن ابى عُمير ، از جميل بن درّاج ، از ابان بن تَغلِب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « هر آينه دوست مىدارم كه اصحاب و ياران من ، تازيانهها بر سرهاى ايشان زنند ، تا طلب دانش كنند و فقه بياموزند » . باب در بيان صفت علم و فضيلت آن و فضيلت علما 46 / 10 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن عيسى ، از آنكه آن را از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : مردى به خدمت آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ، مردى كه امر امامت را شناخته و اعتقاد درست دارد ، ملازم خانهء خويش شده ، از آن بيرون نمىآيد و به واسطهء بيرون نرفتن ، در نزد هيچ يك از برادرانش معروف نشده . آن حضرت فرمود كه : « اين مرد ، چگونه در دين خويش طلب دانش مىكند و فقه مىآموزد ؟ » . 2 . باب در بيان صفت علم و فضيلت آن و فضيلت علما 47 / 1 . محمد بن حسن و على بن محمد روايت كردهاند از سهل بن زياد ، از محمد بن عيسى ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه دهقان ، از دُرست واسطى ، از ابراهيم بن عبدالحميد ، از امام موسى كاظم عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله داخل مسجد شد ، ديد كه گروهى بر گرد مردى برآمدهاند . فرمود كه : اين مرد ، چه كاره است ؟ به آن حضرت عرض شد كه : مردى است بسيار دانا . فرمود كه : بسيار دانا چيست ؟ ( يعنى : چه علمى را خوب مىداند ؟ ) به آن حضرت عرض كردند كه : داناترين مردمان است به نسبهاى عرب و جنگهايى كه در ميان ايشان وقوع يافته و روزهايى كه در جاهليت معروف بوده و شعرهاى ايشان و عربيت را خوب مىداند » . حضرت گفت كه : « جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : اين علمى است كه ضرر نمىرساند به آنكه آن را نداند ، و نفع نمىبخشد به آنكه آن را بداند . بعد از آن پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : جز اين نيست كه علم ، سه علم است : آيهء محكمه كه مبيّن و مفصّل است ( و در لفظ و معنى ، هيچ اشكالى نيست ) يا واجبى راست و درست ( كه كجى و عيبى در آن نباشد ) . يا سنتى كه بر پا است و آنچه غير از اينها است ، زياده است » ( كه به كار كسى نمىآيد ) . 48 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد ، از ابوالبَخترى ،