الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

131

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه : « در ميانهء ايمان و كفر ، واسطه‌اى نيست مگر كمىِ عقل » . به آن حضرت عرض شد كه : اى پسر رسول خدا ، معنى اين ، چه چيز است ؟ فرمود كه : « بندهء خدا ، حاجت خويش را به سوى مخلوق مىبرد . پس اگر نيت خويش را از براى خدا خالص گرداند ، هر آينه مىآيد او را آنچه خواسته باشد در زمانى كه از اين شتابان‌تر باشند » . 34 / 34 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند از سهل بن زياد ، از عبيداللَّه دهقان ، از احمد بن عمر حلبى ، از يحيى بن عمران ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه : « امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه : به عقل ، قعر حكمت بيرون آورده شد و به حكمت ، قعر عقل بيرون آورده شد ، و به نيكى سياست و قهر كردن بر بدكار ، ادب شايسته به هم مىرسد » . و فرمود كه : « مىفرمود كه : انديشه كردن ، باعث زندگى دل بينا است ؛ چنانچه دونده مىرود در تاريكىها به روشنى ، به واسطهء نيكى رهايى و رستن و كمى چشم داشت » . 35 / 35 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از عبداللَّه بزّاز ، از محمد بن عبدالرحمان بن حمّاد ، از حسن بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه در ضمن حديث طولانى فرمود كه : « اولِ امور و آغازش ، و قوت و آبادانىاش كه هيچ چيزى جز به آن سودمند نيست ، عقلى است كه خداوند زينت آفريده‌هايش و نور آنها قرار داده است . پس با عقل ، بندگان ، آفريدگارشان را مىشناسند و مىفهمند كه آنها آفريده شده‌اند . و اين‌كه خدا ، مدبر آنهاست و آنها تدبير مىشوند . و نيز مىفهمند كه خدا ، ماندگار و آنها رفتنىاند . مردم با عقلشان استدلال مىكنند بر آنچه از آفريدهء خدا ديده‌اند ، از آسمان و زمين و خورشيد و ماه و شب و روز خدا و مردم و اين‌كه خدا ، آفريدگارمردم و اينهاست ، و تدبير كننده‌شان هميشه بوده و خواهد بود . و با او ، خوب و بد را مىشناسند ، و ظلمت را در نادانى مىدانند ، و نور را در علم اين آن چيزى است كه عقل به آن راهنمايى مىكند » . به ايشان گفته شد كه : آيا براى بندگان عقل كافى است و نه غير عقل ؟ فرمود كه : « عاقل ، به خاطر دلالت عقلش كه خدا آن را مايهء قوام و زينت و هدايت او قرار داده ، مىفهمد كه خدا حق است . و خدا ، پروردگار اوست و مىداند كه پروردگارش خوشى و ناخوشى دارد ، و طاعت و معصيت دارد . و در مىيابد كه عقلش به خوشى و ناخوشى خدا ، راه