الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
115
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
رحمت خويش بيرون مىكنم . جهل گفت كه : خشنود شدم و به اين راضيم . خداى تعالى ، هفتاد و پنج سپاه به او نيز عطا فرمود و از جمله هفتاد و پنج لشگر كه خدا به عقل عطا فرمود ، خير و خوبى بود و آن ، وزير عقل است و ضد آن را شرّ و بدى قرار داد و آن ، وزير جهل است ؛ و لشكر ديگر ايمان است و ضد آن كفر ؛ و تصديق و باور داشتن ، و ضد آن انكار ؛ و اميدوارى ، و ضد آن نا اميدى ؛ و عدل و داد ، و ضد آن ستم كردن ؛ و خشنودى ، و ضد آن ناخشنودى و خشم گرفتن ؛ و شكرگزارى ، و ضد آن كفران و ناسپاسى ؛ و اميد ، و ضد آن نا اميدى است . ( ظاهر اين است كه اين دو لشكر ، تكرار دو لشكر سوم باشد كه در بعضى از نسخ كافى بدل آن بوده و بعد از آن به واسطهء اشتباه كاتب در اصل داخل شده است و مؤيد اين ، آن است كه جميع آنچه در كتاب مسطور است ، هفتاد و هشت لشكر است ، از براى هر يك از عقل و جهل ، با آنكه هر يك را بيش از هفتاد و پنج لشكر نيست ؛ چنانچه در سه موضع اين حديث شريف مذكور است و شايد كه دو فقرهء ديگر كه زياد است ، يكى بدلى باشد كه تعلق به فهم و ديگرى تعلق به بلاء داشته كه در يك جا فرموده : و الفهم و ضدّه الحمق و در جاى ديگر فرموده : و الفهم و ضدّه الغباوة و در يك جا فرموده : والسلامة و ضدّها البلاء و در جاى ديگر فرموده : و العافية و ضدها البلاء . بنابر اين ، حمق ، بدل غباوة بوده يا به عكس ، و عافيت ، بدل سلامت بوده باشد يا به عكس و هر دو نوشته شده است ، و مىتواند كه يكى از اين دو ، بدلى باشد كه تعلق به دوستى و دشمنى داشته باشد ؛ چه در يك موضع فرموده : و المودّة و ضدّها العداوة و در موضع ديگر فرموده : والحبّ و ضدّه البغض . اگر چه در ميان عداوت و حب ، چون عداوت و بغض فى الجمله فرقى هست ) . و ديگر توكل و اعتماد بر خدا است و اعتراف به عجز خويش ، و ضد آن حريص شدن ؛ و رأفت و مهربانى ، و ضد آن سخت دل شدن ؛ و رحمت و دل نرمى ، و ضد آن غضب و خشم گرفتن ؛ و علم و دانش ، و ضد آن جهل و نادانى ( و اين جهل غير از جهل صاحب لشكر است ؛ چه اينكه مقابل علم است و آن مقابل عقل و چنانچه علم و عقل غير يكديگراند . اين جهل و آن جهل نيز غير يكديگراند ) و دريافتن ، و ضد آن حماقت ؛ و عفت و پرهيزكارى ، و ضد آن رسوايى و پردهدرى ؛ و زهد و بىرغبتى در دنيا ، و ضد آن رغبت در آن ؛ و رفق و نرمى ، و ضد آن درشتى نمودن ؛ و سخت ترسيدن ، و ضد آن جرأت و دليرى كردن ؛ و فروتنى ، و ضد آن ، بزرگى و تكبر ؛ و درنگ و آهستگى ، و ضد آن ، شتابيدن ؛ و حلم و بردبارى ، و ضد آن سبكى ؛ و