الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
113
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
نداشته باشد وعده ندهد ، و آنچه او را به اميدوارى آن ملامت و سرزنش كنند اميدوار نباشد ، و پيشى نگيرد بر آنچه از فوت آن ترسد به واسطهء درماندن از آن » . 13 / 13 . على بن محمد روايت كرده است از سهل بن زياد كه آن را مرفوع ساخته كه گفت : امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه : « عقل ، پوششى است پوشنده و فضل و نيكويى جمال ، و زيبى است هويدا . پس خوىهاى بد خويش را به فضل خود بپوشان و با خواهش نفس خود به عقلى كه دارى ، كارزار نما ، تا دوستى تو با خلائق سالم بماند و دوستى خلائق با تو ظاهر گردد » . 14 / 14 . چند نفر از اصحاب ما از احمد بن محمد ، از على بن حديد ، از سَماعه بن مهران روايت كردهاند كه گفت : در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم و در نزد آن حضرت گروهى از دوستان او بودند كه ذكر عقل و جهل در ميان آمد . امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « عقل و لشكر او ، و جهل و سپاه او را بشناسيد تا راه راست يابيد » . سماعه گفت كه : عرض كردم كه : فداى تو گردم ، ما چيزى را نشناسيم ، مگر آنچه تو ما را بشناسانى . آن حضرت فرمود كه : « خدا عقل را آفريد ، و آن اول آفريدهاى است از روحانيان ( و آنها جسمهاى لطيفاند كه به چشم در نيايند ) . از طرف راست عرش از نور خويش . پس فرمود كه : پشت كن ، عقل پشت كرد ، و بعد از آن فرمود كه : رو كن ، رو كرد . خداى تبارك و تعالى فرمود كه : تو را آفريدم آفريدهء بزرگ و تو را بر همهء آفريدگان خود تكريم دادم و نواختم » . حضرت فرمود كه : « بعد از آن ، جهل را آفريد از درياى تلخ كه تاريك بود . پس فرمود كه : پشت كن ( يعنى از عالم ملكوت و نور ) ، جهل قبول كرد و پشت نمود . بعد از آن فرمود كه : رو كن ، قبول ننموده و رو نياورد . خداى تعالى فرمود كه : سربلندى كردى و او را لعنت فرمود . بعد از آن ، از براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد . چون جهل آنچه را كه خدا عقل را به آن گرامى داشت ، ديد با آنچه او را عطا فرمود دشمنى او را ، در دل گرفت ، و گفت كه : اى پروردگار من ، اينك آفريدهاى است مانند من كه او را آفريدى و نوازش فرمودى و تقويت كردى ، و من ضدّ اويم كه كمال دشمنى و مخالفت با او دارم ، و مرا هيچ قوت و توانايى نيست كه با او برابرى نمايم . پس عطا كن به من از سپاه ، مانند آنچه به او عطا فرمودى . خداى تعالى فرمود كه : چنين مىكنم . پس اگر بعد از اين نافرمانى از تو صادر شود ، تو را و سپاه تو را از