الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
109
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
روزى خود را از آن تمام فراگيرد ، و هر كه دنيا را طلب كند ، آخرت او را طلب نمايد بعد از آن ، او را مرگ در رسد و دنيا و آخرت او را بر وى تباه گرداند . اى هشام ، هر كه بىنيازى را خواسته باشد بى آنكه مالى داشته باشد ، و آسايش دل را از حسد و سلامتى در دين را طالب باشد ، به سوى خداى عزّوجلّ تضرع و زارى كند در سؤال خويش ، به اينكه عقل او را كامل گرداند ؛ زيرا كه هر كه عاقل باشد ، قانع شود به آنچه او را كفايت كند ، و هر كه قانع گردد به آنچه او را كفايت كند ، بىنياز گردد . و آنكه قناعت نكند به آنچه او را كفايت كند ، هرگز به بىنيازى نرسد . اى هشام ، به درستى كه خدا حكايت فرموده از گروهى نيكوكار كه ايشان گفتهاند كه : « رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ » « 1 » ، يعنى : « اى پروردگار ما ، دلهاى ما را مپيچان از حق به سوى غير آن ، از پس آنكه ما را راه راست نمودى ، و ببخش ما را از نزد خويش ، بخششى . به درستى كه تويى بسيار بخشاينده » . اين را گفتند در هنگامى كه دانستند كه دلها مىپيچد و بر مىگردد به سوى كورى جهالت و هلاكتى كه دارد . به درستى كه از خدا نترسد آنكه از جانب خدا نيابد و هر كه از خدا نفهمد ، دل خويش را نبندد بر شناختى كه پا بر جا باشد و آن را ببيند و حقيقت آن را در دل خويش بيابد و كسى چنين نخواهد بود ، مگر آن كس كه گفتار او ، مصدق كردار و نهان او ، موافق آشكار او باشد ؛ زيرا كه خداى تعالى كسى را رهنمايى نفرموده بر عقلى كه پنهان و پوشيده است ، مگر به آنچه ظاهر باشد از آن و به آنكه از جانب آن سخن كند . اى هشام ، امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه : خدا پرستيده نشده به چيزى كه از عقل بهتر باشد ، و عقل هيچ مردى كامل نگرديد تا آنكه چندين خصلت در او باشد : يكى آنكه كفر و بدى ، از او ايمن باشد ( كه از او سر نزند ) ، و ديگر آنكه ، مردم خوبى و راستى را از او اميد داشته باشند ، و زيادتى مال خويش را به مردم دهد ، و خود را از گفتار بيهوده نگاه دارد ، و بهرهء او از دنيا ، قوتى باشد كه به آن زنده بماند ، و در مدت زندگى خويش ، از علم سير نشود ، و خوارى به سوى او كه با خدا باشد ، دوستتر باشد از عزت با غير خدا ، و فروتنى دوستتر باشد به سوى او از بزرگوارى ، اندكى از نيكى كه از غير به او رسد آن را پر شمارد ، و بسيارى
--> ( 1 ) . آل عمران ، 8 .