المنسوب إلى الإمام العسكري (ع) (پژوهش قدرت الله حسينى شاهمرادى)

18

تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى (ع) (فارسى)

گرفته شد . ( 1 ) و آن را خورد و از ناخوشى ، بهبودى يافت . و در فرمانروائيش سالهاى سال - بعد از آن - بجاى ماند . سپس ؛ ( تقدير الهى ! ) چنين واقع شد كه ؛ آن ( پادشاه ) مؤمن ، مريض شد ! همانند مرض آن كافر [ زمانى كه ؛ عينا ! جنس آن ماهى از كنار و سواحل ( دريا ) كه بدست آوردنش آسان بود ، جدا نميشد ] نتيجة ؛ ( پادشاه ) ، هوس آن ماهى كرد و پزشكان برايش توصيف كردند و گفتند : آسوده خاطر باش ! اكنون وقت آنست كه برايت بگيرند ، و از آن بخورى و شفا يا بى ! . در اين هنگام ؛ خدا ، آن فرشته را برانگيخت ! و به او فرمان داد كه ؛ جنس آن ماهى را از سواحل و كرانه‌ها بگردابها براند ! تا دسترسى به آنها ممكن نشود . در نتيجه ؛ ( آن ماهى ) ، بدست نيامد . تا آن مؤمن ، بخاطر هوس [ و دورى از درمانش ] از دنيا رفت . و از اين جريان ، فرشتگان آسمان و أهل آن سامان - در زمين - بشگفتى فرو رفتند ! تا آنجا كه ؛ نزديك بود در فتنه قرار بگيرند ! . چون ؛ خداى تعالى ! ( از روى فضل و حكمتش ) بر آن كافر ، آنچه را كه بر او راهى نبود ، آسان گردانيد . و بر آن مؤمن ، آنچه را كه بسادگى ، بر آن راهى بود ، غير ممكن گردانيد ! آنگاه ؛ خدا ، بفرشتگان آسمان و پيامبر آن زمان - در زمين - بوحى ( خويش ) فرمود : البتّه من ! ( بدون هيچ شكّ و شبهه‌اى ! ) منم خداى كريم تفضّل‌كنندهء توانا ! . آنچه عطا كنم ، زيانم نرساند ! و آنچه باز دارم ، از من نكاهد ! و مقدار [ ذرّه‌اى ] به كسى ستم نكنم ! . امّا كافر : از اينكه ، براى او ، بدست آوردن ماهى را - در غير زمانش - آسان نمودم ، جهتش تنها اين بود كه ؛ جزاى حسنه‌اى باشد كه وى عمل كرده بود . [ چون ؛ بر من حقّ است ! كه از هيچ كس ، حسنه‌اى از بين نبرم ] تا برستاخيز در آيد . و هيچ حسنه‌اى در نامهء عملش نباشد ! و بكفر خويش ، داخل آتش گردد . و بندهء مطيع ( خودم ) را از عين آن ماهى ، باز داشتم ! بسبب خطائى كه از او سر زده بود ! و با منع و ردّ آن ميل و هوس ! و