شيخ حسين انصاريان
86
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
« وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » « 1 » . و فرمان ما جز فرمان واحدى نيست كه مانند يك چشم بر هم زدن است . قرآن مجيد دربارهء مرحلهء « ليس تامّه » و چيزى نبودن مىفرمايد : « أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً » « 2 » . آيا انسان به ياد نمىآورد [ و توجه ندارد ] كه ما او را پيش از اين در حالى كه چيزى نبود ، آفريديم . و دربارهء چيز شدن انسان غير مذكور مىفرمايد : « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » « 3 » . آيا بر انسان زمانى از روزگار گذشت كه چيزى در خور ذكر نبود ؟ اين همان مرحلهء عين ثابت است كه چيزى هست ، ولى قابل ذكر نيست . 3 - از اين آيهء شريفه مرحلهء سوم نيز فهميده مىشود و آن اينكه انسان چيزى قابل ذكر مىشود و اين مرحله همان زمان وجود خلقى است كه به شمس وجود محمّدى و جلوهء نورى او ، وجود خلقى در مراتب و مراحل خلق پيدا مىكند و لايق ذكر و اشاره مىشود . وجود علمى انسان قبل از وجود خارجى همه ، پيش از وجود خارجى و عينى در علم خدا بوده و به صورت وجود علمى ، معلوم حق تعالى بوديم و در پى ارادهء او و فرمان « كُن » از علم
--> ( 1 ) - قمر ( 54 ) : 50 . ( 2 ) - مريم ( 19 ) : 67 . ( 3 ) - انسان ( 76 ) : 1 .