شيخ حسين انصاريان

615

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

كرده‌اى . به سوى صاحب وديعه برگشتم و او را به همان موضع راهنمايى كردم ، در حالى كه خوابم را باور نداشتم ! صاحب امانت به همانجا رفت و امانت خود را با مُهر صاحبش بيرون آورد . او پس از آن ، اين ماجرا را براى مردم مىگفت و همواره آنان را به زيارت آن مشهد شريف تشويق مىكرد « 1 » . حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا عليه السلام روا شد ابوالحسن محمّد بن عبداللّه هروى مىگويد : مردى از اهالى بلخ با غلامش به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام آمد ، خود و غلامش آن حضرت را زيارت كردند . ارباب بالاى سر حضرت آمد و مشغول نماز شد و غلام پايين پاى حضرت به نماز ايستاد . چون هر دو از نماز فارغ شدند به سجده رفتند و سجده را طولانى نمودند ، ارباب پيش از غلام سر از سجده برداشت و غلام را صدا كرد ، غلام سر از سجده برداشت و گفت : لبيك اى مولاى من ! به غلام گفت : مىخواهى آزادت كنم ؟ گفت : آرى ، گفت : تو در راه خدا آزادى و فلان كنيز من هم كه در بلخ است در راه خدا آزاد است و من در اين حرم مطهر او را با اين مقدار مهريه به همسرى تو درآوردم و پرداخت آن را نيز ضامن شدم و فلان زمين حاصل‌خيز خود را هم وقف بر شما دو نفر و اولادتان و اولاد اولادتان و همين طور نسل و ذريهء شما كردم و حضرت امام رضا عليه السلام را هم به اين برنامه شاهد گرفتم .

--> ( 1 ) - عيون أخبار الرضا : 2 / 279 ، باب 69 ، حديث 3 ؛ بحار الأنوار : 49 / 327 ، باب 23 ، حديث 3 .