شيخ حسين انصاريان

609

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

از آن دو نفر خواستند به مجلس درس او رفته و پرسشى دشوار و پيچيده از حكمت و فلسفه مطرح كنند تا ميزان دانشش معلوم شود و اگر مايهء چندانى ندارد از مقام و منزلتش به زير افتد و كرسى درس را از دست بدهد و در ميان علما و دانشمندان ارزشش بر باد رود . مرحوم عصّار كه از باطن خواستاران امتحان آن مرد بزرگ خبر نداشت پذيرفت كه در محفل درس او حاضر شود و آن انسان الهى را از طريق حكمت و فلسفه امتحان نمايد ، عالم ديگرى هم حاضر شد به محفل او رود و او را از طريق فقه آزمايش كند . مرحوم عصّار مىگويد : أسفار ملا صدرا را كه از مشكل‌ترين و دقيق‌ترين كتاب‌هاى فلسفه است همراه خود به مجلس درس او بردم ، زمانى رسيدم كه درس آيت اللّه حاج آقا جمال شروع شده بود ، از ايشان اجازه گرفتم تا مسأله‌اى را بپرسم و او اجازه داد و من پرسشى بسيار دشوار از أسفار مطرح كردم ، چشم‌ها به دهان استاد دوخته شد تا اين پرسش را چگونه پاسخ مىدهد ؟ او كه به نورانيت باطن ماجرا را فهميده بود فرمود : أسفار را ببنديد و آنگاه آن را باز كنيد و از هر كجايش كه خواستيد سؤال مطرح كنيد . عصار مىگويد : كتاب را بستم و سپس به شيوهء استخاره آن را گشودم ، استاد فرمود : كلمهء نخست همان صفحه را بخوان ، من هنگامى كه كلمهء اول را خواندم او تا آخر صفحه از حفظ بىآنكه كلمه‌اى را جا بيندازد و حذف كند قرائت كرد و سپس گفت : آيا آنچه را خواندم شرح و توضيح دهم ؟ ! پاسخ دادم نيازى نيست ، آنگاه استاد بالاى كرسى درس زار زار گريست و فرمود : اگر بناى پرسش ديگرى از رشتهء فقه و اصول داريد بپرسيد ! نفس‌ها در سينه‌ها حبس شد ، كسى را ياراى گفتن نماند ، استاد در