شيخ حسين انصاريان

581

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

و حال كم نظير بود ، قرار داده بودم . نظام كه پس از فوت همسرش با تنها دخترش مىزيست در اين اتاق زندگى مىكرد ، او وقتى منبر مىرفت و براى مردم ذكر مصيبت مىنمود كسى چون خودش گريه نمىكرد و ناله نمىزد . روز پايان عمرش در همين جا وضو گرفت و دخترش را خواست و گفت : دخترم كنار من بنشين و دست در دست من بگذار ، هنگامى كه دستت را فشردم به سرعت مرا بلند كن ، زيرا ارباب باوفايم حضرت امام حسين عليه السلام به بالينم مىآيد و من مىخواهم نسبت به آن بزرگوار اظهار ادب كنم ! دختر مىگويد : كنار پدر نشستم و دست در دستش گذاشتم ، چون دستم را فشرد به سرعت او را از ميان رختخواب بلند كردم ، مشاهده كردم با دنيايى ادب گفت : آمدى ، « السلام عليك يا ابا عبداللّه ! » و سپس با حالتى خوش جان داد و از دنيا رفت . بازديد حضرت امام رضا عليه السلام از عالمى ربانى از حوادث بسيار تلخ و سخت كه براى انسان در پيش است ، قرار گرفتن در خانهء قبر است ، خانهء غربت ، خانهء وحشت ، خانهء تاريكى ، ولى براى عاشقان اهل بيت عليهم السلام خانهء قبر ، برزخ آنهاست كه با نور خدا روشن مىشود . يا نُوْرَ المُسْتَوْحِشِيْنَ فِى الظُّلَمِ . و با حضور اهل بيت عليهم السلام بهشتى نمايان مىگردد كه مپرس . مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى كه استاد بسيارى از بزرگان حوزهء علميهء قم بود ، فوق العاده به اهل بيت عليهم السلام عشق مىورزيد و تا جايى كه امكان داشت گر چه دچار سختى شود در گرما و سرما با اتوبوس به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام