شيخ حسين انصاريان
578
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
مىشوند [ و مىگويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند ، بشارت باد . * ما در زندگى دنيا و آخرت ، ياران و دوستان شما هستيم ، آنچه دلتان بخواهد ، در بهشت براى شما فراهم است ، و در آن هر چه را بخواهيد ، براى شما موجود است . * رزق آمادهاى از سوى آمرزندهء مهربان است . ابوذر چگونه جان داد ؟ ابوذر در لحظات مرگ كه همهء تاب و توانش را از دست داده بود ، دخترش را گفت يك بار ديگر در اين بيابان جستجو كن ، شايد اندكى آب يا چيزى براى خوردن بيابى زيرا مرا از شدّت تشنگى و گرسنگى طاقتى نمانده ! ابوذر به جرم عشق اهل بيت عليهم السلام از طرف حكومت ظالمانهء زمانش به ربذه تبعيد شد و حتى از آب و علف شيرين بيابان هم محروم گشت ولى از آنجا كه سلسلهء عشق آل محمّد عليهم السلام بر پاى دلش قرار داشت همهء بلاها و مصايب را به جان خريد تا اين گوهر بىنظير و ولاى اهل بيت عليهم السلام را در فضاى استقامت حفظ كند . دختر ، رفت و برگشت و به پدر گفت : چيزى از آب و خوراكى نيافتم ! دختر ، پدر را در حال احتضار ديد ، سر پدر را به دامن پر مهر و محبت گرفت ، در اين حال شنيد كه پدر مىگويد : الَيْهِ السّلامُ ، عَلَيْهِ السَّلامُ ، هُوَ السَّلامُ ، بِهِ السَّلامُ ، مِنْهُ السّلامُ . مىگويد : پدر ! به كه سلام مىدهى ؟ اينجا كه كسى نيست ! پدر پاسخ مىدهد : دخترم ملك الموت آمده مىگويد : خدا فرموده پيش