شيخ حسين انصاريان
570
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
آزمايشى سخت در روايتى نقل شده كه : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از خانه بيرون شد ، مردى از انصار در مسير راه به آن حضرت برخورد نمود و گفت : پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا ! حالتى كه در چهرهات مىبينم مرا رنج مىدهد ، ماجرا از چه قرار است ؟ حضرت لختى به چهرهء آن مرد نگريست ، آنگاه فرمود : گرسنگى ! آن مرد با شنيدن اين سخن بىتاب شد و شتابان به منزل رفت تا شايد چيزى بيابد و به محضر آن حضرت بياورد ولى نيافت ، بىدرنگ خود را به بنى قريظه رسانيد و بر آن شد كه براى آنان از چاه آب بكشد و در برابر هر دلوى دانهاى خرما مزد دريافت كند و آنان پذيرفتند . ادهم كار را انجام داد و از اين راه خرمايى چند به دست آورد سپس خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد و ديد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در همانجا كه نشسته بود هم چنان نشسته است ، با كمال ادب و خضوع خرماها را در برابر حضرت گذاشت و از آن بزرگوار درخواست كرد كه از آن خرماها بخورد ، حضرت به او فرمود : مِنْ أَيْنَ لَكَ هذا التَّمْرُ ؟ اين خرماها را از كجا آوردهاى ؟ مرد انصارى ماجرا را باز گفت ، آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : من گمان مىكنم كه تو خدا و رسولش را دوست دارى و مرد انصارى در پاسخ گفت : أَجَلْ وَالَّذِى بَعَثَكَ بِالْحَقِّ ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي وَوُلْدِي وَأَهْلِي وَمَالِي .