شيخ حسين انصاريان

479

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

هنگامى كه حضرت به خانه باز گشت به اصحابش كه خواستار قتل عمرى بودند فرمود : آنچه را شما در حق او خواستيد بهتر بود يا آنچه را من خواستم ؟ من كارش را به مقدارى كه دانستيد اصلاح كردم و شرّش را كفايت نمودم « 1 » . بخششى بىنظير منصور دوانيقى از حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام خواست تا براى تبريك روز نوروز و گرفتن هدايا كه براى او حمل مىكردند ، بنشيند . حضرت فرمود : من در اخبار جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله جستجو و دقت كردم ، براى اين عيد خبرى نيافتم . عيد گرفتن چنين روزى سنت ايرانيان است و اسلام آن را محو كرد و پناه به حق كه ما چيزى را كه اسلام ميرانده ، زنده كنيم . منصور گفت : من اين را به عنوان سياستى براى لشكر انجام مىدهم ، تو را به خداى بزرگ سوگند مىدهم كه بنشينى ، حضرت نشست ، فرمانروايان و امرا و لشكريان بر حضرت وارد مىشدند و به او تبريك مىگفتند و هدايايى براى حضرت مىآوردند و خادم منصور بالاى سر حضرت هداياى آورده شده را شماره مىكرد . در پايانِ ديدار مردم ، پيرمردى سال خورده وارد شده ، گفت : اى پسر دختر رسول خدا ! من مردى فقير و تهيدستم كه در اين روز مالى ندارم به تو هديه دهم ، هديهء من سه بيت شعر است كه جدم براى جدّت حسين بن على عليهما السلام سروده است و آن را خواند ، حضرت فرمود : هديه‌ات را پذيرفتم ، بنشين خدا تو را بركت دهد .

--> ( 1 ) - الارشاد : 2 / 233 ؛ بحار الأنوار : 48 / 102 ، باب 5 ، حديث 7 .