شيخ حسين انصاريان

455

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

ما فرستادگان بر حوض كوثريم كه گروهى را از آن مىرانيم و وارد شدگانش را آب مىدهيم ؛ كسى جز به وسيلهء ما به رستگارى نرسيد و آنكه ما را دوست داشت كوشش و زادش خسارت نديد ، هركه ما را خوشحال كرد ، از ما شادى و خوشى به او رسيد و هركه ما را رنجاند ميلادش ميلاد بدى بود و آنكه حق ما را غصب كرد وعده‌گاهش براى ديدن مكافاتش قيامت خواهد بود ! سپس از نظرم غايب شد تا به مكه آمدم و حجم را به پايان بردم و برگشتم . به ابطح كه آمدم حلقه‌اى دايره‌وار از مردم ديدم ، سر كشيدم تا ببينم كه دور چه كسى حلقه زده‌اند ، همان خردسال را كه با او هم صحبت شدم ديدم ، پرسيدم : كيست ؟ گفتند : اين زين العابدين عليه السلام است « 1 » ! ! درخواست آمرزش حضرت امام باقر عليه السلام مىفرمايد : پدرم غلامش را براى كارى فرستاد و او نسبت به انجام آن تأخير كرد ، آن حضرت با تازيانه‌اى يك ضربه به او زد ، غلام گفت : خدا را اى على بن الحسين ! مرا دنبال كارى كه دارى مىفرستى سپس كتكم مىزنى ! حضرت امام باقر عليه السلام مىفرمايد : پدرم گريست و گفت : فرزندم ! به سوى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله برو و دو ركعت نماز بخوان سپس بگو : خدايا ! على بن الحسين را در قيامت از كار امروزش بيامرز ، آنگاه به غلام فرمود : برو تو در راه خدا آزادى . ابوبصير مىگويد : به حضرت گفتم : فدايت شوم گويا آزاد كردن كفارهء زدن است ! ! ولى حضرت سكوت كرد « 2 » .

--> ( 1 ) - المناقب : 4 / 155 ؛ بحار الأنوار : 46 / 91 ، باب 5 ، حديث 78 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 92 ، باب 5 ، حديث 79 .