شيخ حسين انصاريان

451

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

روز خسران بازيگران حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد : در مدينه مردى دلقك و بيكاره بود [ روزى ] گفت : اين مرد [ على بن الحسين ] از اين كه او را بخندانم مرا درمانده كرد ؛ امام در حالى كه دو نفر از خدمت گزارانش پشت سر او بودند بر آن مرد گذشت و او به دنبال حضرت آمد تا رداى مباركش را از دوشش كشيد و رفت ، حضرت به او توجّهى ننمود ولى مردم دنبال آن دلقك رفتند و ردا را از او گرفته ، به محضر حضرت آمدند و به دوش مباركش نهادند ، حضرت به مردم فرمود : اين كيست ؟ گفتند : مردى بىكار و دلقك است كه اهل مدينه را مىخنداند ، حضرت فرمود : به او بگوييد براى خدا روزى است كه در آن روز ، بيهوده كاران خسران و زيان مىبينند « 1 » . ناشناسى در كاروان حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد : على بن الحسين عليهما السلام در هيچ حالى مسافرت نمىكرد مگر با همراهانى كه او را نشناسند ، آن هم به شرط اينكه در صورت نياز به آنان كمك كند . يك بار با گروهى مسافرت كرد ، مردى آن حضرت را ميان گروه ديد و شناخت ، به آنان گفت : مىدانيد اين شخص كيست ؟ گفتند : نه ، گفت : اين على بن الحسين است ، پس به سوى حضرت هجوم بردند و دست و پايش بوسه زدند و گفتند : پسر پيامبر ! مىخواستى با آزار دست و زبان ما

--> ( 1 ) - الأمالى ، صدوق : 220 ، المجلس التاسع والثلاثون ، حديث 6 ؛ الأمالى ، مفيد : 219 ، المجلس الخامس والعشرون ، حديث 7 ؛ بحار الأنوار : 46 / 68 ، باب 5 ، حديث 39 .