شيخ حسين انصاريان

441

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

برداشتن يك گام ، برده‌اى آزاد شد ، نيازمندى بىنياز گرديد ، كافرى مسلمان شد ، زن و شوهرى با هم صميمى شدند و همسرى خانه‌دار گرديد و زنى از نعمت ملك برخوردار . اين گام ، چگونه گامى بود « 1 » ؟ ! كريم‌ترين مردم عربى بيابان نشين وارد مدينه شد و از كريم‌ترين مردى كه در آن ساكن است جويا شد ، او را به حضرت امام حسين عليه السلام راهنمايى كردند ، عرب وارد مسجد شده ، حضرت را در حال نماز ديد ؛ در برابر حضرت ايستاد و شعرى به اين مضمون سرود : آنكه بر در خانه‌ات حلقه كوبد ، اميدش نا اميد نمىگردد ، تو عين جود و سخايى و تو تكيه‌گاهى ، پدرت هلاك كنندهء طاغيان نافرمان بود ، اگر شما نبوديد دوزخ بر ما منطبق بود . حضرت به آن عرب سلام كرد و به قنبر فرمود : از مال حجاز چيزى باقى نمانده ؟ گفت : آرى ، چهار هزار دينار ، فرمود : آن را بياور كه او از ما به آن مال سزاوارتر است سپس رداى مباركش را از دوشش برداشت و دينارها را در آن پيچيد و دست باكرامتش را به سبب حياى از آن عرب از روزنهء در بيرون كرد و شعرى به اين مضمون سرود : اين مال را از من بگير كه من از تو پوزش مىخواهم ، بدان كه من نسبت به تو مهربان و دوستدارم ، اگر حكومت در اختيار ما بود باران جود و سخاى ما بر تو فرو مىريخت ولى حوادث زمان امور را جابه جا مىكند و فعلًا دستِ دهندهء ما تنها همين اندك را مىتواند انفاق كند .

--> ( 1 ) - المناقب : 4 / 75 ؛ بحار الأنوار : 44 / 194 ، باب 26 ، حديث 17 ؛ مستدرك الوسائل 12 / 398 ، باب 24 ، حديث 14407 .