شيخ حسين انصاريان
438
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
اوج جود و عطا مردى از او چيزى خواست پنجاه هزار درهم و پانصد دينار به او عطا فرموده ، گفت : كسى را براى حمل اين بار حاضر كن ، چون كسى را حاضر كرد ، رداى خود را به او داد و گفت : اين هم اجرت باربر « 1 » . بخشيدن همهء ذخيره عربى به محضر امام حسن عليه السلام آمد . فرمود : هرچه ذخيره داريم به او بدهيد ، بيست هزار درهم بود ، همه را به عرب دادند ، گفت : مولاى من ! اجازه ندادى كه حاجتم را بگويم و مديحهاى در شأنت بخوانم ، حضرت در پاسخ اشعارى انشا كرد به اين مضمون : بيم فروختن آبروى آن كس كه از ما چيزى مىخواهد موجب مىشود كه ما پيش از درخواست او به دو ببخشيم « 2 » . عطاى كم نظير حضرت امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و عبداللّه بن جعفر به راه حج مىرفتند ، توشهء آنان گم شد ، گرسنه و تشنه به خيمهاى رسيدند كه پيرزنى در آن زندگى مىكرد . از او آب خواستند كه در جواب گفت : اين گوسپند را بدوشيد و شيرش را با آب بياميزيد و بياشاميد . چنين كردند ، سپس از او
--> ( 1 ) - المناقب : 4 / 16 ؛ بحار الأنوار : 43 / 341 ، باب 16 ، حديث 14 ؛ صلح حسن : 42 - 43 . ( 2 ) - المناقب : 4 / 16 ؛ بحار الأنوار : 43 / 341 ، باب 16 ، حديث 14 ؛ صلح حسن : 42 - 43 .