شيخ حسين انصاريان

413

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

زن در محل اجراى حد حاضر شد و اميرالمؤمنين عليه السلام خطاب به حاضران فرمود : كسى مىتواند در اجراى حد شركت كند كه حدّى بر عهده‌اش نباشد ؟ همهء حاضران جز على و دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام باز گشتند و آن بزرگواران حد خدا را دربارهء آن زن گناهكار جارى كردند « 1 » . پاداش بدى به خوبى عايشه از سرسخت‌ترين دشمنان اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام بود تا جايى كه آن حضرت ، دشمنى او را از نظر سرسختى به جوشش ديگ آهنگر تشبيه كرده است : وَضِغْنٌ غَلا فِى صَدرِهَا كَمَرجَلِ القَيْنِ « 2 » . هنگامى كه حضرت براى دفع هجوم آتش افروزان جنگ بصره به ذى قار رسيد ، عايشه در نامه‌اى توهين‌آميز دربارهء آن حضرت به حفصه دختر عمر نوشت : على به ذى قار رسيد و فوق العاده دچار ترس و بيم است و از بسيارى سپاه ما نيز مطلع است . اينك او چون اسب سرخ و سپيد مىماند چنان كه پيش رود دستگير شده ، اسير مىگردد و اگر پس ماند كشته خواهد شد . هنگامى كه نامه به حفصه رسيد كنيزانى را نزد خود فرا خواند و با دف زدن و رقصيدن اشعارى را خوانده ، اميرالمؤمنين را هجو مىكردند و زنان و دختران دشمنان اسلام نيز آنان را تماشا مىنمودند . ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين عليه السلام از اين جريان آگاه شد ، به آن مجلس

--> ( 1 ) - الكافى : 7 / 185 ، باب آخر منه . . . ، حديث 1 ؛ وسائل‌الشيعة : 28 / 103 ، باب 16 ، حديث 34327 ؛ بحار الأنوار : 40 / 290 ، باب 97 ، حديث 47 . ( 2 ) - نهج البلاغة : 343 ، خطبهء 155 .