شيخ حسين انصاريان
409
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
نكنم بيم آن دارم كه به او ملحق نگردم « 1 » ! اوج كرامت و ايثار در جنگ جمل نيروهايى كه با او شركت داشتند دوازده هزار نفر بودند . هنگامى كه جنگ با شكست اهل جمل پايان يافت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمان داد بيت المال بصره تقسيم شده ، براى هر نفر پانصد درهم مقرّر گرديد . به طور دقيق و بىكم و زياد به هر نفر همان مقدار رسيد و خزانه تمام شد و خود امام عليه السلام نيز مانند ديگران پانصد درهم برداشته ، خطاب به بيت المال گفت : غُرِّى غَيْرِى ! جز مرا فريب ده ! هنگام بازگشت از جنگ و پس از پايان تقسيم بيت المال ناگاه شخصى از راه رسيده ، گفت : يا اميرالمؤمنين ! دل من با شما بود هرچند نتوانستم در اين نبرد شركت جويم ، از اين تقسيم به من هم چيزى عنايت كن ! حضرت سهم خودش را به وى داده ، خود با دست خالى به خانه برگشت « 2 » . چشم پوشى و اغماض اميرالمؤمنين عليه السلام روزى با يارانش دور يكديگر نشسته بودند در حالى كه يكى از خوارج متعصب در آن جمع حضور داشت . حضرت يارانش را نهى از منكر مىكرد - سخنان ملكوتى آن بزرگ مرد چنان دلربا بود كه آن كور باطن لجوج را تحت تأثير قرار داد ولى به خاطر كينهء درونىاش به حضرت جسارت كرده ، گفت :
--> ( 1 ) - الغارات : 1 / 55 ؛ شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد : 2 / 201 ؛ بحار الأنوار : 41 / 137 ، باب 107 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد : 1 / 249 .