شيخ حسين انصاريان
387
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
معاويه بر خلاف اين بود ، از اين رو مردم ، على را واگذاشتند و به معاويه پيوستند . على عليه السلام از يارى نكردن اصحاب خود و فرار برخى از آنان به سوى معاويه به مالك اشتر شكوى كرد ، اشتر به امام عليه السلام گفت : اى اميرمؤمنان ! ما به كمك اهل كوفه با بصريان جنگيديم و با كمك اهل بصره و اهل كوفه با شاميان درافتاديم ، در آن هنگام مردم يك رأى داشتند ، پس از آن مردم به اختلاف افتادند و با هم دشمن شدند و نيت ضعيف شد و تعداد كاستى گرفت و شما در چنين فضايى با مردم به عدالت رفتار مىكنيد و حق را در نظر مىگيريد و تفاوتى ميان شريف و فرومايه نمىگذاريد از اينرو شريف نزد تو با منزلتى برترى نمىيابد . در اين هنگام گروهى كه همراه تو بودند به خاطر عدالت و انصافت به ناراحتى نشستند و چون نتوانستند عدالت تو را تاب بياورند و رفتار معاويه با اشراف و توانگران ديدند بدين جهت به سوى معاويه شتافتند و كسانى كه طالب دنيا نباشند ، كم شمارند و اكثر اينان از حق بيزار و خريدار باطلاند و دنيا را مقدم مىدارند ؛ اگر مال را بخشش كنيد مردان به سوى تو روى مىآورند و خيرخواه مىشوند و دوست راستين مىگردند . . . يا اميرالمؤمنين ! خداوند راه شما را هموار نمايد و دشمنانت را سركوب كند و آنان را از هم پراكنده سازد و مكر و حيلهء آنان را سست كند و اتحاد و يك پارچگىشان را از ميان بردارد و « او به آنچه انجام مىدهند ، آگاه است » « 1 » . على عليه السلام در پاسخ او فرمود : اما آنچه را كه دربارهء عمل و رفتار ما به عدل گفتى ، خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد :
--> ( 1 ) - « . . . إِنَّهُ بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » هود ( 11 ) : 111 .