شيخ حسين انصاريان
377
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
وسيلهء پذيرايى مهياست ، امشب پذيرايى از سوى خودت را نسبت به من آمرزش قرار ده . اميرالمؤمنين عليه السلام به يارانش فرمود : آيا سخن اين اعرابى را نمىشنويد ؟ گفتند : آرى ، فرمود : خدا بزرگوارتر از اين است كه مهمانش را از پيشگاهش دست خالى برگرداند ! چون شب دوم شد او را آويخته به همان ركن ديد كه مىگويد : اى عزيز در عزتت ! عزيزتر از تو در عزتت نيست ، مرا به عزّ عزتت در عزتى عزيز بدار كه احدى نداند آن عزت چگونه است ! به تو روى مىآورم و به تو توسّل مىجويم . به حق محمّد و آل محمّد بر تو ، چيزى به من عطا كن كه غير تو آن را به من عطا نكند و آن چيز را از من بگردان كه غير تو آن را برنگرداند . راوى گويد : اميرالمؤمنين عليه السلام به يارانش فرمود : به خدا سوگند ! اين جملات نام بزرگتر خدا به لغت سريانى است . حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به آن خبر داده است . امشب اين عرب از خدا درخواست بهشت كرد ، پس به او عطا فرمود و درخواست برگرداندن آتش دوزخ از خود كرد ، پس خدا آتش را از او برگردانيد ! هنگامى كه شب سوم شد باز او را آويخته به همان ركن خانه ديد كه مىگويد : اى خدايى كه مكانى او را در برنمىگيرد و هيچ مكانى از او خالى نيست ، آنكه بدون كيفيت بوده است ؛ به اين عرب چهار هزار درهم روزى فرما . اميرالمؤمنين عليه السلام پيش آمده ، فرمود : اى عرب ! از خدا پذيرايى خواستى ، تو را پذيرايى كرد ؛ بهشت طلبيدى ، به تو عنايت نمود ؛ بازگردانيدن آتش خواستى ، از تو بازگردانيد ؛ امشب از او درخواست چهار هزار درهم دارى ؟