شيخ حسين انصاريان

329

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

مستملى بخارى على بن ابى طالب ، سرِ عارفان است ، و همه امت را اتفاق است كه على بن ابى طالب را انفاس پيغمبران است و او را سخنانى است كه پيش از او كس نگفته است و پس از او كس مثل آن نياورده است . * * * حسن بن على ، از معاملات او حرفى بگوييم : او را شش بار زهر دادند . پنج بار در او كار نكرد و بارِ ششم كار كرد . حسين بن على به بالين او آمد و گفت : يا برادر ! اگر دانى كه تو را زهر داده است مرا خبر ده تا اگر تو را كارى افتد ، خصمى كنم ! گفت : اى برادر ! پدر من على ، غمّاز نبود و مادرم فاطمه غمّاز نبود و جدّم محمّد مصطفى غمّاز نبود و جدّهء من خديجه غمّاز نبود و از اهل بيت ما غمّاز نيايد . اگر به قيامت خداى تعالى مرا بيامرزد ، تا آن كس را كه مرا زهر داده به من نبخشد ، در بهشت نروم . * * * و روزى نشسته بود حسن . مردى درآمد و او نان مىخورد . او را گفت كه مرا ده هزار درهم وام است . بفرمود كه ده هزار درهم به وى دهيد تا وام بگزارد ، بدادندو مرد بيرون رفت و او را نگفت بيا تا نان خورى . * * * از اخلاق حسين نيز بگوييم : روزى طعام مىخورد ، كنيزكى بر سر او ايستاده بود با كاسه‌اى ، كاسه از دست او بيفتاد ، حسين نگه در او كرد . كنيزك گفت :