شيخ حسين انصاريان
219
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
و شگفتتر از قصهء عقيل ، داستان كسى است كه شبانه و به دور از چشم مردم نوعى حلوا و معجونى كه سخت از آن كراهت داشتم و به شدّت ناخوشايندم بود برايم آورد كه گويا با آب دهان افعى يا قى و استفراغش آميخته و عجين شده بود ، به او گفتم : هديه يا زكات يا صدقه است كه آن بر ما اهل بيت حرام است . گفت : نه اين است نه آن بلكه هديه است . به او گفتم : مادرهاى داغدار به عزايت بنشينند از راه دين وارد شدهاى تا مرا بفريبى ؟ ! آيا دچار صرعى كه نمىدانى چه مىكنى ، يا مجنونى كه نمىفهمى در چه كارى وارد مىشوى يا در اين وقت شب دچار هذيان شدهاى ؟ ! آن امام معصوم ، رشوه را به صورت غذايى كه مار سمّى پس از خوردنش آن را بالا آورده و قى كرده مىبيند ، غذايى كه هيچ انسان عاقلى به سوى آن دست دراز نمىكند . آرى ، كسى كه با نور عصمت ، حقيقت را به اين صورت مشاهده مىكند ، نه فكر به دست آوردنش را مىكند و نه به صورت عمدى و سهوى به آن دستاندازى مىنمايد . معصوم ، مىبيند كه باطن گناه شعلهء فروزان آتش دوزخ است از اين جهت در مرحلهء فكرى و عملى به آن آلوده نمىشود و در چنين حالتى هم شيطان كارى نمىتواند بكند . شاهد ، غافل نيست اميرالمؤمنين عليه السلام فرشتگان را به صورتى وصف مىكند كه بيانگر چگونگى تحقق عصمت در آنان است و اوصافشان نشان مىدهد كسى كه شاهد است غافل و ناسى نيست و در دام ابليس و شيطان گرفتار نمىشود ،