شيخ حسين انصاريان

115

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

حينما يَتَجلَّى الحقُّ لا تُنازِعُهُ فَيَخلَصُ السرُّ إلى الشُّروقِ الباطِنِ » « 1 » . عبادت از نظر اهل معرفت ورزشى براى همت‌ها و قواى نفسِ وهمى و خيالى است كه در اثر تكرار و عادت دادن به حضور در محضر حق ، همواره آنها را از توجه به مسائل مربوط به طبيعت و ماده به سوى حق بكشاند و در نتيجه اين قوا تسليم سرِّ ضمير و فطرت خدا جويى انسان گردند و مطيع او شوند و به حدّى كه هر وقت اراده كند كه در پى جلب جلوهء حق برآيد ، اين قوا در جهت خلاف ، فعاليت نكنند و كشمكش درونى ميان دو ميل علوى و سفلى ايجاد نشود و سرّ باطن بدون مزاحمت اينها از باطن كسب اشراق نمايد . مرحلهء سوم اين است كه روح در مراحل قوّت و قدرت و ربوبيّت و ولايت خود به مرحله‌اى برسد كه در بسيارى از امور از بدن بىنياز شود ، در حالى كه بدن صد در صد نيازمند به روح است . روح و بدن نيازمند يكديگرند ، حيات بدن به روح است . روح صورت و حافظ بدن است . سلب علاقهء تدبيرى روح به بدن مستلزم خرابى و فساد بدن است و از طرف ديگر روح در فعاليت‌هاى خود نيازمند به استخدام بدن است . روح بدون به كار بردن اعضا و جوارح و ابزارهاى بدنى قادر به كارى نيست . بىنيازى روح از بدن به اين است كه در برخى از فعاليت‌ها از استخدام بدن بىنياز مىگردد ، اين بىنيازى گاهى در چند لحظه و گاهى مكرّر و گاهى به طور دائم صورت مىگيرد و اين همان است كه به « خلع بدن » معروف است .

--> ( 1 ) - الاشارات ، نمط نهم .