شيخ حسين انصاريان
92
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
نمىروم ؛ زيرا آن اطلاعى كه من از جود و كرم تو دارم نمىگذارد از اين در نااميد شوم ! ! « 1 » 93 - مناجات تا طلوع فجر مىگويند : زنى كور همه شب تا وقت سحر براى عبادت بيدار بود . چون سحر مىرسيد ، با صدايى حزين مىگفت : الهى ! بندگانت شب را گذراندند و به رحمت و فضل و مغفرتت سبقت گرفتند ، تو را به تو مىخوانم نه به غير تو ، مرا در گروه سبقت گيرندگان به رحمتت قرار ده ، مقامم را در بهشت در زمرهء مقرّبين بالا بر ، به بندگان شايستهات ملحقم كن ، تو ارحم الراحمين واعظم العظماء و اكرمالكرمايى ، اى كريم ! آن گاه به حالت سجده بر زمين مىافتاد كه صداى افتادنش شنيده مىشد سپس تا طلوع فجر در گريه و مناجات بود « 2 » . 94 - آنقدر گفت تا غش كرد يحيى بن بسطام مىگويد : شاهد مجلس شعوانه - آن زنى كه به حقيقت توبه كرده بود - بودم ، گريه و نالهاش شنيده مىشد ، به دوستم گفتم : او را تنها ببينم و بگويم : به خود رحم كن و اين قدر نفس را آزار مده ! گفت : اين تو و اينهم اين زن عابده . به نزد او آمديم ، من به او گفتم : اگر با نفس مدارا مىكردى و از گريهات مىكاستى بهتر بود . گريه كرد و گفت : دوست دارم آن قدر گريه كنم تا اشكم تمام شود ، آن گاه خون بگريم تا حدّى كه قطرهاى خون در جوارحم نماند ، من كجا و گريه ؟ من كجا و گريه ؟ آن قدر گفت تا غش كرد ! ! « 3 »
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 2 / 223 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 2 / 224 . ( 3 ) - عرفان اسلامى : 2 / 224 .