شيخ حسين انصاريان
89
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
مىپيچيد و كوه آن صدا را به طور واضح برگشت مىداد ، دنبال صدا رفتم ، به چمنزارى رسيدم كه درخت پيچيدهاى در آن بود ، مردى را ديدم ايستاده و مرتب مىخواند : [ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً . . . وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ] . روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده حاضر شده مىيابد . . و خدا شما را از [ عذاب ] خود برحذر مىدارد و خدا به بندگان مهربان است . پشتسرش نشستم ، كلامش را گوش مىدادم ، مرتب اين آيه را مىخواند ، ناگهان نالهاى زد و غش كرد ، من فرياد زدم اندوه حسرت بر من از بدبختيم ! ! منتظر شدم تا پس از ساعتى به هوش آمد ، شنيدم مىگفت : از برنامه دروغگويان به تو پناه مىبرم ، از اعمال اهل بطالت و آنان كه عمر به بيهوده تلف مىكنند ، از روىگردانى اهل غفلت به تو پناهنده مىشوم . دلهاى خائفان خاشع به پيشگاه توست ، پناهگاه آمال مقصّرين تويى ، قلوب عارفان ، ذليل توست . آن گاه دستش را حركت داد و گفت : مرا با دنيا چه كار ، دنيا را با من چه كار ؟ ! اى دنيا ! با تمام دارائيت و هزاران نعمتت به سوى عاشقان دل باختهات برو و با آنان مكر و حيله كن . سپس گفت : گذشتهها كجاست ، آنان كه در زمانهاى قبل زندگى مىكردند چه شدند ؟ خاك آنها را پوشاند ، زمان آنان را نابود كرد ! ! از پشتسر او فرياد زدم : اى بندهء خدا ! من امروز پشتسر تو هستم و در انتظار تمام شدن كارت بسر مىبرم تا با تو صحبتى بدارم . گفت : كار چه كسى تمام شود ، آن كه به سوى اوقات شتابان و اوقات هم به سوى او در شتاب است ، مىترسد قبل از اين كه وقت را غنيمت بداند ، مرگ او را بگيرد ؛ يا چه كسى از عمل و مناجات با محبوبش فارغ شود ، كسى كه روزگارش گذشت و گناهانش باقى مانده ؟ ! ! سپس گفت : كجايى ؟ نزول مرگ و هر شدت و محنتى را در انتظارم . آن گاه ساعتى از من غافل ماند سپس خواند :