شيخ حسين انصاريان
71
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
او حركت مىكنند ، زندگى و مرگ نمودهاى هستى مانند مأموران عالى رتبهء او هستند كه كو به كو و نقطه به نقطه به حركت درآمدهاند ، حال كسى را مىپرسى كه هرجا بخواهد دلدارى ، و هر جا كه بخواهد تبريك وتهنيت مىفرستد . سالكان راه حق و حقيقت مطابق خواستهء او سير مىكنند و درماندگان راه تكامل هم در دام او محبوسند ، هيچ دندانى بدون رضا و فرمان او در دهان كسى نمىجنبد و بدون ميل او برگى از درخت به زمين نمىافتد و بدون ارادهء او هيچكس رهسپار ديار مرگ نمىگردد . بهلول مىگويد : اى مرد الهى ! راست مىگويى ، از شكوه و حشمت و قيافهء تو پيداست ، تو همان شخصى كه مىگويى ، بلكه صد مرتبه بالاتر ، ولى براى من هم چگونگى و علّت اين حالت شگفتانگيز روحى را روشن كن تا مردم با فضل و فضول پيشهگان هم از دل و جان اين وضع را كه توصيف كردى بپذيرند . اگر گوينده كامل سفرهء حقايق را باز كند ، هرگونه غذا در سفرهء او پيدا خواهد شد ، تا هيچ ميهمانى بىغذا نماند و هركس خوراك شايستهء خود را بخورد ، مانند قرآن كه داراى هفت بطن است و همهء مردم از خاص و عام مىتوانند غذاى روح خود را از آن هفت بطن دريابند . آن مرد الهى گفت : اين مسئله پيش عموم مردم يقين است كه هستى پيرو امر الهى است ، هيچ برگى بدون قضا و حكم آن خداوند بزرگ بر زمين نمىافتد ، او خدايى است كه تا به غذا دستور ورود به گلو ندهد ، لقمه به گلو وارد نمىگردد . جنبش و فعاليت تمايلات و مىخواهمها كه زمام امور آدمى را به دست گرفتهاند در مقابل امر آن خداى بىنياز رام و تسليماند ، بدون فرمان ازلى نافذ خداوند ، امكان ندارد كه ذرهاى در زمين و آسمانها به حركت درآيد و يا چرخى به گردش آيد . كيست كه بتواند همهء رگهاى درختان را بشمارد ؟ هيچكس ؛ زيرا بىنهايت در گفتگوى محدود هرگز نمىگنجد . به طور خلاصه بگويم : هيچ كارى به جز با امر پروردگار صورت