شيخ حسين انصاريان

42

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

عرش عظيم‌تر و از كرسى سنگين‌تر است ؟ ! فرمود : گناه تو بزرگتر است يا خدا ؟ عرضه داشت : خدا ، فرمود : اى جوان ! خداى عظيم گناه بزرگ را مىآمرزد ، اين چه گناهى است كه تو را به نوميدى كشانده است ؟ گفت : نبّاش بودم و هفت سال گور مردگان را مىشكافتم و كفن آنان را مىربودم ، روزى دخترى از انصار مُرد ، من گورش را شكافته و كفنش را باز كردم سپس شهوت به من غلبه كرد و بر آن گناه بزرگ واداشت ، پس از انجام گناه گويى ندايى شنيدم كه مىگفت : اى جوان ! واى بر تو ، از حساب روز قيامت انديشه نكردى كه مرا برهنه گذاشتى و اين رسوايى به من نمودى ؟ پيش خدا و رسول اسلام صلى الله عليه و آله چه خواهى گفت ؟ چون نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله اين موضوع را شنيد فرمود : اين فاسق را بيرون كنيد كه كسى به دوزخ نزديكتر از او نيست . آن جوان از مسجد بيرون آمد و روى به بيابان نهاد و روز و شب زارى كرد . يك روز عرضه داشت : الهى به حق پيامبران برگزيده‌ات توبهء مرا بپذير و از من درگذر . اگر توبه من قبول است آن را به رسولت خبر ده و الّا آتشى در من انداز تا نابود شوم . جبرئيل نازل شد و به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : خداى متعال مىفرمايد : من توبهء آن جوان را قبول كردم و از جميع گناهان او گذشتم . او را بطلب و آتش سينه او را خاموش كن و مرهم مغفرت بر جراحتش بگذار « 1 » . 32 - گنهكار اميدوار روايت است : در ايام « مالك بن دينار » مردى بود كه تمام عمر خود را در خرابات به سر برده و روى به خير نياورد و انديشهء نيكى بر او نگذشت . نيكان روزگار از او حذر كردند ، تا وقتى كه فرشتهء مرگ دست مطالبه به دامن عمرش دراز كرد . او چون دريافت وقت مرگ فرا رسيده

--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 248 .