شيخ حسين انصاريان

40

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

اگر من هم با آنان حركت كنم نفر سوم آنها خواهم شد ، پس به دنبال آنان به راه افتاد ، مىخواست به دوست عيسى نزديك شود ؛ امّا سخت خودش را خوار شمرد و گفت : من كجا و او كجا . آن حوارى با مشاهدهء آن مرد با خود گفت : شخصيّتى مثل من نبايد با او در حركت باشد پس او را عقب انداخت و خود در كنار عيسى قرار گرفت . مرد دزد در حركتش تنها شد ، خداوند به عيسى وحى كرد : به هر دو نفر اينان بگو اعمال خود را از سر بگيرند ، امّا حوارى به خاطر عجبى كه كرد ، اعمالش حبط شد و اما ديگرى را به خاطر خوار شمردن نفسش بخشيدم . عيسى اين واقعه را به هر دو گفت و دزد را با خود همراه كرد . او نيز با جبران گذشتهء خود ، از اصحاب و ياران عيسى شد « 1 » . 30 - توبه مرد شراب‌خوار مردى كه در شراب‌خوارى افراط داشت ، روزى دوستان شراب‌خوار را دعوت كرد و براى عيش و نوش بيشتر ، چهار درهم به غلام خود داد و گفت : با اين مبلغ مقدارى ميوه بخر . غلام در حال عبور به درب خانهء « منصور بن عمار » رسيد . منصور براى نيازمندى مستحق ، پول طلب مىكرد و مىگفت : هركس به اين فقير چهار درهم بدهد ، برايش چهار برنامه از خدا مىطلبم ، غلام هر چهار درهم را به آن مستحق داد . منصور به غلام گفت : چه مىخواهى ؟ گفت : اربابى دارم ، علاقه‌مندم از دست او رها شوم . ديگر اين كه خداوند مالى روزى من كند تا با او زندگى خود را اداره كنم . سوم اين كه خداوند ارباب معصيت‌كار مرا ببخشد . چهارم پروردگار بزرگ من و ارباب من و تو و اين قوم را مورد رحمت خود قرار دهد . منصور هر چهار برنامه را از خداى مهربان درخواست كرد وقتى غلام به منزل اربابش بازگشت ، ارباب به او گفت : چرا دير آمدى ؟ داستان را گفت ، مولايش پرسيد : به چه دعا

--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 246 .